تبلیغات
حضرت آیة الله محمد حسن قدیری(رضوان الله علیه ) - کلام بزرگان در باب ولایت فقیه

کلام بزرگان در باب ولایت فقیه

تاریخ:یکشنبه 5 مهر 1394-12:05 ق.ظ

                                                    بسم الله الرحمن الرحیم 

کلام بزرگان در باب ولایت فقیه

ولایت فقیه تقریبا اصلی پذیرفته شده نزد همه فقیهان  است و تفاوت و اختلاف تنها بر سر حدود اختیار فقیه است که این تفاوت از ولایت بر صغار و دیوانگان شروع و تا ولایت بر فرزانگان و نخبگان ادامه میابد.
 و اما کلام بزرگان در این باب حائز نکات قابل توجهی برای متامل میباشد .
الف) شیخ محمد حسن نجفی(رضوان الله علیه) معروف به صاحب جواهر
 فقیه متتبع و زبردست صاحب کتاب جامع و کم نظیر جواهر الکلام یکی از فقیهان تاثیرگذار است . این فقیه اندیشمند و بزرگ در قرن سیزدهم می زیسته و کتاب گرانسگ ایشان از مهمترین منابع فقهی بشمار میرود و محل رجوع فقهاء می باشد . ویژگی ممتاز فقیهانی چون صاحب جواهر ارائه نظریه حکومتی و سیاسی مبتنی بر فقه شیعه است .
ایشان در کتاب جواهر الکلام ج21 صفحه 397 آورده اند:
«... لولا عموم الولایة لبقی کثیر من الامور المتعلّقه بشیعتهم معطلة. فمن الغریب وسوسة بعض الناس فی ذلک بل کانّه ما ذاق من طعم الفقه شیئاً و لا فهم من لحن قولهم و رموزهم امرا و لا تأمل المراد من قولهم انی جعلته علیکم حاکماً و قاضیاً و حجة و خلیفة و نحوذلک مما یظهر اراده نظم زمان الغیبة لشیعتهم فی کثیر من الامور الراجعة الیهم...»
ترجمه : اگر عمومیّت ولایت فقیه، درست نباشد، واقعاً بسیاری از امور مربوط به شیعیان تعطیل خواهد ماند. بنابراین تردید بعضی از مردم در این زمینه، امری غریب و دور از واقع است. بلکه گویا اینها به هیچ وجه، مزه ای از فقه نچشیده اند و از ساختمان سخن اهل بیت (علیهم السلام) و اشارات و نکته های فرمایشات آن بزرگواران، درکی نداشته اند و در مقصود سخنان اهل بیت (علیهم السلام) که (در احادیث فرموده‌اند) فقیه را حاکم بر شما و قاضی و حجت و جانشین خود قرار دادیم، تامل نکرده اند.  
منظور صاحب جواهر (قدس سره) از عموم ولایت همان اطلاق ولایت یعنی ولایت مطلقه فقیه است که جانشین معصوم در زمان غیبت است و دستورات فقیه نیز که برگرفته از متن اسلام ناب محمدی (ص) است مورد تایید حضرت بقیه الله الاعظم میباشد چراکه این تایید مطابق روایاتی که فقیه را حجت و جانشین خود قرار داده اند.

ب) فقیه محقق و عالی قدر حاج آقا رضا همدانی (رضوان الله علیه)
 او از مدرسین حوزه و مرجعیت بنام زمان خویش بود که در علم و تقوی همچون ستاره ای فروزان می درخشید و جویندگان حقیقت را راهنمایی شایسته بود ، حاج آقا رضای همدانی در مدت تحصیل از اساتید بزرگواری همچون علامه شیخ مرتضی انصاری و  میرزا محمد حسن شیرازی، معروف به میرزای شیرازی ودیگر بزرگان زمان خود بهره برد و بنا به گفته شیخ محمد حرز الدین  او در محفل درس میرزای شیرازی از چهره های درخشان و مورد توجه نخبگان حوزه نجف بود و در ردیف مدرسان درجه اول بشمار می رفت ، او در طول زندگی خویش شاگردان بسیاری را تربیت نمود که هر کدام به نوبه خود ستارگان علم و فقاهت بوده اند ، افرادی همچون سید محسن امین عاملی نویسنده کتاب بی نظیر اعیان الشیعه و شیخ آقا بزرگ تهرانی نویسنده کتاب گرانسگ الذریعه الی تصانیف الشیعه و شیخ محمد کاشف الغطاء و دیگر بزرگان که از بردن نام همه آنها صرف نظر میکنیم .
حاج آقا رضا همدانی علاوه بر تدریس ، آثار و تالیفات ارزشمندی همچون کتاب الفوائد الرضویه علی الفرائد المرتضویه(این كتاب در علم اصول نگارش یافته است و به عنوان حاشیه بر كتاب فرائد الاصول، نوشتة شیخ انصاری است) و کتاب حاشیه بر نجاة العباد، تألیف شیخ محمد حسن نجفی (نویسندة جواهر الكلام) و کتاب حاشیه برمكاسب شیخ انصاری ـ قدس سره ـ.و آثار ارزشمند دیگرکه هر کدام دلیل محکمی بر مقام والای علمی ایشان است .
و اما کتاب مصباح الفقیه : این اثر ارزشمند مهمترین تالیف حاج آقا رضا همدانی است و یکی از عمیق ترین شرح های کتاب شرایع نوشته محقق اول است ،علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی در مورد چگونگی نگارش این كتاب سخنی دارد كه ما را به اهمیت این كتاب بیشتر آشنا می‌كند. ایشان می‌گوید: «مولف هر شب یك صفحه از آن را می‌نوشت و هنگام صبح برای شاگردان فرهیخته و اندیشمند خویش، همانند سید محسن امین، سید جمال الدین گلپایگانی، شیخ احمد كاشف الغطاء، و برادرش شیخ محمد حسین، شیخ ابوالقاسم قمی، شیخ علی جواهری، شیخ علی قمی، شیخ عبدالحسین كاظمی، میرزا جواد آقا ملكی تبریزی، شیخ محمد تقی مقدس طهرانی، و این جانب، ‌می‌خواند. سپس نوشتار خویش را در این مجمع علمی اصلاح می‌كرد و گاه دیدگاهش را تغییر می‌داد و گاهی برآن اصرار می‌ورزید.»   
 حاج آقا رضا همدانی، فقیهی صاحب نظر، مجتهدی متتبع و پژوهشگری ژرف اندیش بود و در فقه و اصول نظریات و آراء علمی و تحقیقی برای دانش اندوزان و محققان حوزه‌های علمیه ارائه نموده است.
 ایشان درکتاب مصباح الفقیه درباب ولایت فقیه فرموده است :
«... ولکن الذی یظهر بالتدبر فی التوقیع المرویّ عن امام العصر (عجل الله تعالی فرجه) الذی هو عمدة دلیل النصب، انما هو اقامة الفقیه المتمسّک بروایاتهم مقامه بارجاع عوام الشیعة الیه فی کل ما یکون الامام مرجعاً فیه کی لا یبقی شیعته متحیّرین فی ازمنه الغیبة»    
ترجمه:ولی حاصل تدبر در توقیع ** روایت شده از حضرت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) که دلیل عمده و اساسی نصب فقیه به ولایت است، همانا قرار دادن فقیه در مقام و منصب امام است. این مطلب، با رجوع دادن بقیه شیعیان به فقیه در دسته ای از امور که باید در آن ها به امام مراجعه کرد بیان شده است تا شیعیان در روزگار غیبت ولی عصر (علیه السلام) متحیّر و سرگردان نباشند. منظور این محقق والامقام، توقیع شریفی است که از حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و به صورت معتبر، نقل شده است: «و اما الحوادث الواقعة فارجعلوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله» و اما درباره رخدادهایی که واقع می شوند، پس رجوع کنید به روایان حدیث ما (که قطعاً منظور، فقهاء هستند) پس آن ها حجت من هستند بر شما و من حجت خداوند هستم.(وسائل الشیعه ج27 صفحه140).
** توقیع:احادیث مکتوب به خط حضرات معصومین(علیهم السلام) ویا همراه امضاء ایشان

ج) دیدگاه صاحب مفتاح الکرامه

سید محمد جواد عاملی مؤلف کتاب مفتاح الکرامه از علمای جبل عامل لبنان بود. در مقدمه ی کتاب مفتاح الکرامه از قول ایشان چنین آمده است: « اما مولده فهو ولد فی قریه شقراء من قری جبل عامل بلبنان و اما سنه ولادته فلم یضبطه احد علی التحقیق و التعیین الا ان الامین العاملی اثبتها فی حدود المأئه و نیف و خمسین بعد الالف… (1) قال استاذه المحقق البهبهانی فی اجازته التی کتبها له علی ما حکی: استجاز منی العالم العامل و الفاضل المحقق المدقق الماهر العارف ذو الذهن النقاد و الطبع الوقاد مولانا السید السند السید محمد جواد حرسه الله تعالی و أبقاه و وفقه لما یحبه و یرضاه فأجزت له؛ وی در روستای شقراء از روستاهای جبل عامل لبنان متولد شد و اما کسی به طور مشخص به سال ولادت وی اشاره نکرده است، مگر امین عاملی که سال تولد او را صد و پنجاه و چند سال بعد از هزاره ی اول ضبط کرده است… استاد وی محقق بهبهانی در اجازه ای که برای وی نوشته- بنابر آنچه که حکایت شده است- چنین گفته است: اجازه دادم عالم عامل و فاضل محقق، صاحب ذهنی پرسشگر و طبعی جستجوگر سید محمد جواد که خداوند نگهدارش باشد و او را به هر آنچه دوست دارد و رضای خدا در آن است، توفیق عطا فرماید…». (2)

محمد جواد حسینی عاملی در کتاب خویش که آن را در شرح قواعد علامه نگاشته است، در موقعیت های گوناگون به این مبحث می پردازد. ابتدا باید گفت که در مواردی در این کتاب واژه ی حاکم آمده است که مراد مؤلف فقیه جامع الشرایط است؛ چنان که وی به صراحت فقیه را قائم مقام امام عصر (ع) معرفی می نماید: « فانه المجتهد الجامع للشرائط القائم مقام الصاحب عجل الله فرجه». (3) صاحب مفتاح الکرامه فقیه را منصوب از جانب ائمه (ع) برای تأمین مصالح جامعه معرفی می کند. وی در بحث مربوط به وجوب دریافت ودیعه توسط حاکم در صورت تحویل به او در موارد جواز، بعد از نقل این عبارت از علامه که گفته است: « و الاقرب وجوب القبض علی الحاکم»، می گوید: « لانه منصوب للمصالح و لو لم یجب القبض فاتت المصلحه المطلوبه من نصبه…». (4) به نظر او حاکم که مرادش همان فقیه جامع الشرایط است، بر مصالح عامه ولایت دارد: « لانه نایب المسلمین؛ لانه فی الحقیقه وقف علی المسلمین و هو ولیهم و لانه هو الولی للمصالح العامه». (5)
یکی از مواردی که صاحب مفتاح الکرامه به عنوان حوزه ی اختیارات فقیه بر می شمارد، حوزه ی قضاوت است: « یدل علیه (قضاء الفقیه) الاجماع و الاخبار و دعوی الظهور فی حال حیز المنع، بل ظاهرها العموم، و ضعف السند مجبور فینفذ حکمه و ان لم یرضیا به من رأس». (6) قضاوت و دادرسی فقیه امری است که هم اجماع و هم اخبار بر آن دلالت می کند و این ادعا را که قضاوت فقیه منحصر در حال حضور امام است، منع می کنیم.
از نظر وی، موارد زیادی وجود دارد که می توان فقیه را متولی اجرای آن دانست؛ مثلاً فقیه و حاکم بر امر ازدواج مجنون ولایت دارد. وی می گوید: « ثم ان الشهره محکیه علی ذلک- ای علی ان الولایه للحاکم- فی التزویج علی من بلغ و رشد ثم تجدد جنوبه…». (7)
همچنین حکومت و ولایت بر سفیه نیز یکی دیگر از این موارد است. (8) ولایت حاکم بر اموال مفلس نیز از موارد اتفاقی می باشد: « اما المفلس فلا خلاف و لانزاع اصلاً فی کونه الولاه فی ماله للحاکم خاصه». (9)

د) دیدگاه صاحب ریاض

سید علی طباطبایی مشهور به صاحب ریاض از فقهای بنام شیعه در قرن سیزدهم است. وی از شاگردان وحید بهبهانی بوده که در سال 1160 در کاظمین متولد شد: « علی بن محمد علی بن ابی المعالی الطباطبایی النسب، الاصبهانی الاصل، الکاظمی المولد، الحائری المنشأ و الوفاه، مجتهد امامی، له ریاض المسائل فی تحقیق الاحکام بالدلائل و رسائل و حواش و اجوبه مسائل، ولد فی مشهد الکاظمین و توفی فی الحائر». (10) او مجتهدی امامی است که غیر از کتاب ریاض المسائل فی تحقیق الاحکام بالدلایل، صاحب رساله ها، حواشی و پاسخ مسائل زیادی است. وی در کاظمین متولد و در کربلای معلا وفات یافت.
صاحب ریاض در کتاب خویش « ریاض المسائل» به موارد مختلفی از ولایت فقیهان اشاره کرده است. به نظر وی یکی از ولایات فقیه در عصر غیبت که لزوماً باید استمرار یابد و معطل نماند، فتوا دادن و حکومت کردن می باشد. ایشان در بحث از نماز جمعه می گوید: « و دعوی حصول الاذن الفقیه الجامع الشرائط الفتوی فی صلاتها ممنوعه، لعدم ظهور دلیل یدل علیه، لا من اجماع لمکان الخلاف، و لا من روایه لاختصاصها بافاده الاذن له فی خصوص الحکومه و الفتوی و هما غیر الاذن له فی صلاه الجمعه و فعلها». (11)به نظر وی، این ادعا که فقیه جامع الشرایط از جانب ائمه (ع) در اقامه ی نماز جمعه مأذون است ممنوع می باشد؛ چون دلیلی بر این امر دلالت نکرده و هیچ اجماع و روایتی آن را افاده نمی نماید. بلکه ادله ی فقیه را مأذون در امر حکومت و فتوا می دانند و این دو از اموری است که در عصر غیبت نیز باید ادامه یابد: « ان الاذن فی الحکومه و الفتیا انما هو للزوم تعطل الاحکام و تحیر الناس فی امور معادهم و معاشهم و ظهور الفساد فیهم و استمراره ان لک یقضوا او یفتوا و لا کذلک الجمعه اذا ترکت، کما لا یخفی». (12) با تعطیلی فتوا و قضا، فساد در جامعه رواج یافته و منجر به سرگردانی مردم در امور معاش و معادشان خواهد شد و این در حالی است که تعطیلی جمعه، این تالی فاسد را به همراه ندارد.
یکی از مواردی که صاحب ریاض بر ولایت حاکمان شرعی تأکید می کند، زمانی است که ولی میت، از اجازه دادن برای نماز بر جنازه ی میت امتناع می کند که در اینجا از حاکم شرعی برای اقامه ی نماز اذن گرفته می شود: « لو کان هناک حاکم شرعی کان الاقرب اعتبار اذنه، لعموم ولایته فی المناصب الشرعیه». (13) در مناصب شرعی ولایت حاکم شرعی عمومیت دارد.
وی پرداخت زکات به فقیه را در عصر غیبت مستحب می داند؛ (14) چون وی به موارد مصرف زکات آگاه تر است. صاحب ریاض می گوید: « اذ اقبضها الامام او الساعی او الفقیه برئت ذمه المالک و لو تلفت بعد ذلک بغیر خلاق أجده». (15) اگر مالک زکات آن را به امام یا ساعی یا فقیه جامع الشرایط تحویل داد و بعد از آن مال تلف شد، ذمه مالک بری خواهد بود. در خصوص زکات فطره نیز وی معتقد است، در صورتی که وجود امام یا منصوب وی معذور باشد مستحب است به فقهای امامیه پرداخت گردد. (16)
صاحب ریاض درباره ی سهم امام نیز می گوید: « ثم هل یشترط مباشره الفقیه المأمون له، کما هو ظاهر المتأخرین بل صرح جمله منهم المباشر غیره، ام لا بل یجوز لغیره کما هو ظاهر اطلاق المفید و لا ریب ان الاول اوفق بالاصول الا ان یکون مباشره الغیر باذن الفقیه، فیجوز…». (17)
مباشرت فقیه در امر خمس، با اصول و قواعد موافق تر است و غیر فقیه نیز در صورتی می تواند به امر خمس و اخذ آن مبادرت کند که از فقیه اذن داشته باشد.
علاوه بر مواردی که ذکر کردیم، شاید بتوان گفت صاحب ریاض در تمامی ابواب فقه، ولایت را از آن حاکم شرعی می داند و به استناد عباراتی که از قول وی نقل می کنیم مراد از حاکم، امام (ع) است اگر حضور داشته باشد و در صورت غیبت وی، نایب خاص یا عامش این ولایت را بر عهده خواهد داشت. وی در بحث ولایت بر کودک و مجنون در صورت فقدان پدر، جد و وصی معتقد است: « فان فقدا فالوصی لاحدهما، فان فقد الوصی فالحاکم بلاخلاف فیهما و فی الترتیب بین الاولیاء، و کون المراد بالحاکم حیث یطلق من یعم الفقیه الجامع لشرائط الفتوی». (18) صاحب ریاض در بحث تعیین نشدن وصی، ولایت بر ترکه ی میت را نیز بر عهده حاکم می گذارد که البته مراد وی از حاکم در عصر غیبت، همان فقیه جامع الشرایط است: « و من لا وصی له فالحاکم ولی ترکته بلاخلاف فیه و فی ان المراد بالحاکم الامام علیه السلام ان کان، و الا فافقیه الجامع لشرائط الفتوی…». (19) با توجه به عباراتی که از صاحب ریاض نقل کردیم که وی با صراحت، مراد از حاکم را ولی فقیه دانسته و با توجه به اینکه وی در سرتاسر ابواب فقهی در کتاب ریاض المسائل حاکم را والی علی الاطلاق می داند پس نگاه وی به ولایت فقیه، نگاهی گسترده و عمیق است و شامل تمام اختیاراتی می شود که از جانب امام معصوم (ع) بر عهده ی او قرار می گیرد.

پی‌نوشت‌ها:

1- سید محمد جواد عاملی، مفتاح الکرامه، تحقیق شیخ محمد باقر خالصی، ج1، قم، مؤسسه ی انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1419، ص 2.
2- همان، ص 4.
3- سید محمد جواد حسینی عاملی، مفتاح الکرامه فی شرح قواعد العلامه، ج12، تحقیق، علی اصغر مروارید، بیروت، دارالتراث، چاپ اول، 1418 ق، ص 456.
4- همان، ج13، ص 37.
5- همان، ج18، ص 50.
6- همان، ج20، ص 5.
7- همان، ج12، ص449.
8- همان، ج12، ص 453.
9- همان، ص 456.
10- خیر الدین الزرکلی، الاعلام قاموس تراجم، ج5، بیروت، دارالعلم للملایین، 1980 م، ص 17.
11- سید علی طباطبایی، ریاض المسائل، ج4، قم، مؤسسه ی انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1412، ص 71.
12- همان.
13- همان، ص 156.
14- همان، ج5، ص 189.
15- همان، ص 191.
16- همان، ص 231.
17- همان، صص 282-283.
18- همان، ج8، ص 566.
19- همان، ج10، ص 108.


 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.