تبلیغات
حضرت آیة الله محمد حسن قدیری(رضوان الله علیه ) - خاطراتی از حضرت امام خمینی (قدس سره )

خاطراتی از حضرت امام خمینی (قدس سره )

تاریخ:چهارشنبه 11 آذر 1388-09:27 ب.ظ

 

خاطراتی از حضرت امام خمینی(ره)

 

بقلم :حضرت آیت الله قدیری

بسمه تعالی

در شرایط مجتهد مرجع تقلید در عروة الوثقی مرحوم سید شرطی را ذکر می کنند و آن اینستکه میفرمایند: وان لایکون مقبلاًعلی الدنیا و طالباً لها مکباً علیها مجداً فی تحصیلها ففی الخبر من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه .

واین شرط را اضافه بر شرط عدالت که قبلا ذکر کرده اند اعتبار فرموده اند.

علماء محشین عروة الوثقی در این قسمت زیاد حاشیه زده اند که به بعض آنها اشاره میکنم.

1-مرحوم آقا سید ابوالحسن فرموده اند : الاقبال علی الدنیا و طلبها ان کان علی الوجه المحرٌم فهو موجب الفسق المنافی للعدالة یغنی عنه اعتبارها و الا فلیس بنفسه مانعاً من جواز التقلید و الصفات المذکورة فی الخبر لیست الا عبارة اخری عن صفة العدالة .

2- مرحوم آقای بروجردی فرموده اند : المعتبر من ذلک هو المقدار الذی یعتبر فی العدالة والخبر لا یدلٌ علی ازید من ذلک ایضا .

3- مرحوم آقا سید عبد الهادی فرموده اند : هذه الاوصاف عبارة اخری عن العدالة .

4- مرحوم حکیم فرموده اند : هذا الخبر لیس فی التقلید فی الفروع و لا یدلٌ علی اکثر من اعتبار الوثوق .

5- مرحوم آقای شاهرودی فرموده اند : الصفات المذکورة فی روایة الاحتجاج لیست الا عبارة عن عدالته و تقواه لا شرطاً زائداً علی العدالة .

6- آقای خوئی در لا یکون مقبلاً فرموده اند : علی نحو یضرٌ بعدالته .

7- آقای گلپایگانی در مجدا فی تحصیلها فرموده اند : علی نحو محرٌم و الخبر لا یدلٌ علی ازید من اعتبار العدالة .

8- مرحوم صدر فرموده اند : لم اعثر علی دلیل اعتبار الورع فی التقلید زائداً علی العدالة والروایة المذکورة لایستفاد منها اکثر من ذلک .

از بین آقایان، علماء بزرگی این شرط را مثل مرحوم سید قبول فرموده اند :

1- مر حوم حاج شیخ عبد الکریم 2- مرحوم حاج سید محمد تقی خوانساری 3- مرحوم حجت 4- مرحوم حاج سید احمد خوانساری .

واز جمله بزرگانی که این شرط را قبول فرموده اند حضرت امام خمینی هستند که در اعتبار آن احتیاط فرموده اند.

وواقعاً در زندگی این آقایان وقتی دقت کنیم خودشان مصداق ظاهر آن هستند و زندگی ایشان می فهماند که معنای خبر بیش از اعتبار عدالت است و بخصوص در زندگی حضرت امام این مطلب بخوبی دیده شده است . و برای نمونه به بعض خاطرات که میتوان بعنوان ویژگیهای امام بیان کرد اشاره میکنم.

1- وقتی تحریر الوسیله در نجف اشرف چاپ شد (چاپ اول)، مطابق مرسوم نجف پشت جلد القابی از قبیل آیة الله العظمی و زعیم الحوزات العلمیه و از این طور عبارات نوشته شد و این چیز تازه ای نبود و کسی هم تقصیری نداشت و همانطور که برای همه مراجع عمل میشد چاپخانه و متصدیان عمل کرده بودند.

وقتی حضرت امام متوجه شدند که پشت جلد تحریر الوسیله این القاب ذکر شده با کمل قاطعیت از توزیع آن منع فرمودند. و فرمودند که باید القاب برداشته شود و بالاخره دست اندرکاران مجبور شدند که چیزی از چاپخانه تهیه کنند و روی این القاب بزنند که طوری خط زده شود که هیچ خوانده نشود و این کار انجام شد و الان تحریر الوسیله های چاپ اول اینطور است و از پشت جلد آن معلوم است که چیزی نوشته شده و خط خورده است .

2- حضرت امام وقتی به نجف مشرف شدند بتقاضای طلاب و متصدیان ذیربط برای نماز جماعت به مدرسه مرحوم آقای بروجردی تشریف میآوردند، در آن وقت من از طلبه های آن مدرسه بودم . شور و شوق عجیبی در طلبه های مدرسه پیدا شده بود بحدی که در آن موقع قرآن آریا مهر که به کتابخانه مدرسه داده بودند را طلبه ها به زحمتی از کتابخانه گرفتند و آنرا بکنسولگری کربلا بردند و رد کردند. یادم می آید که به کنسول گفته شد طلبه ها این قرآن را نخواستند ، گفت برای آنها تورات می فرستیم. به او گفته شد تورات از شماست برای ما میفرستید؟ در هر صورت در قبال این کار طلبه ها مورد لطف و احترام خاص حضرت امام قرار گرفتند با این وصف که اینقدر طلبه ها خوشوقت بودند کسی از اهل حل و عقد خدمت حضرت امام عرض کرده بود که نماز جماعت شما در مدرسه برای بعض طلبه ها مزاحمت است و ایشان مثل اینکه منتظر چنین صحبتی باشند نماز تشریف نیاوردند.طلبه های مدرسه فکر کردند شاید مانع موقتی برای تشریف فرمائی ایشان پیدا شده، چون آن وقت ماه رمضان پیش آمد گفته میشد شاید امام چون روزه میگیرند حال آمدن بمدرسه را نداشته باشند و لذا صبر کردند تا ماه رمضان تمام شد باز هم حضرت امام تشریف نیاوردند . بالاخره طلبه ها خدمت ایشان رسیدند و با تحقیق معلوم شد مطلب چیست و حضرت امام از گفته آن شخص احتمال میدهند که برای کسی از ساکنین مدرسه مزاحمت باشد. تا بالاخره طلاب متعهد شدند که جا نماز آقا را هم طوری و جائی بیندازند که مقابل حجره طلبه ای که بخواهد در آن وقت بحجره اش برود نباشد. یادم می آید امام بطلبه فرمودند من عادت باینکه نماز جماعت بروم ندارم، قم هم که بودم در منزل نماز جماعت میخواندم و حاضر نیستم حتی برای یک نفر مزاحمت داشته باشم . ولی طلبه ها با اصرار زیاد گفتند ساکنین مدرسه غیر از ما نیست و ما از شما تقاضا داریم که بمدرسه تشریف بیاورید و در آنجا جماعت بخوانید ، تا امام قبول فرمودند .نزدیک غروب بود طلبه ها هم آمده بودند که امام را برای نماز ببرند. امام هم قبول کرده اند ولی فرمودند شما بروید ، من با آقای محترمی که همراه ایشان بود می آیم و حاضر نشدند که با جمعیت تشریف ببرند و این دقت کاریهای ایشان در آن وقت در نجف نبود و در طلاب تاثیر میکرد و همین برخوردها طلبه ها را میساخت و آنها را تهذیب میکرد.

3- وقتی بنا بود حضرت امام به منزل یکی از بزرگان بروند بعضی از طلاب متوجه شدند، امام از منزل بیرون آمدند،طلبه ها هم در خدمت ایشان و همراه ایشان حرکت کردند، امام متوجه شدند ولی چیزی نگفتند و من فکر میکنم چون در جائی که تذکر لازم باشد. وقتی بمنزل آن آقای بزرگ رسیدند و درب باز شد امام وارد شدند و خودشان در را بستند و معنای آن این بود که آقایان بفرمائید من باید تنها اینجا بروم و طلبه ها برگشتند ولی همین کار امام آنها را متوجه یک نکته اخلاقی لازمی کرد و این کار را از کارهای ویژه امام دانستند.

4- خاطره بسیار جالبی که من دارم اولین جمله اولین درس امام در نجف است که بعد از مدتی تبعید بترکیه و پشت سر گذاشتن رفت و آمدها و دید و باز دیدها درس شروع کردند. مسجد شیخ انصاری مملو از جمعیت بود ، منبر دوپله ای کوچکی بود که امام روی آن نشستند و همان اول دستور دادند که منبری بزرگتر تهیه شود و شروع به صحبت کردند، همه سراپا گوش منتظرند ببینند امام بعد از این همه مسائل ایران و تبعید و زندان چه میفرمایند. امام بعد از بسم الله فرمودند خداوندا ما را بخودت متوجه فرما. خدایا ما را از غیر خودت منصرف گردان . که من همان وقت به ذهنم می آمد که این دعا درباره خود امام مستجاب شده است و بعد از این دعا آن سخنرانی مفصل را که مسئولیتها را تقسیم و همه را آشنای به مسئولیتها فرمودند و نمیدانم الان نوار آن سخنرانی کجاست ایراد فرمودند.

اینها خاطراتی است که کشف می کنند بی اهتمامی حضرت امام به دنیا و وجاهت و ریاست

و در آن وقت این مسائل واقعاً برای طلاب سازنده و مفید بود . و این دقائق نکات اخلاقی است که تا انسان زحمت نکشد و مراقبت نکند برای او حاصل نمی شود و به آنها نمیرسد.

ایکاش بیشتر و بهتر دقت میکردیم و از آن چشمه جوشان و بحر خروشان استفاده های کاملتر می نمودیم.

5- از خاطراتی که از درس ایشان دارم نصایحی است که به مناسبتهای مختلف میفرمودند که خیلی در شاگردان موثر بود و یک روز نصیحت کافی بود مدتی طلبه را متوجه بدارد.

از جمله نصیحتهائی که از ایشان یادم هست :

الف-سعی کنید هر قدمی که در تحصیل برمیدارید اگر نگویم دو قدم لااقل یک قدم در تهذیب بردارید، روءسای فرق و مذاهب باطله همه عالم بوده اند و تنها مهذب نبوده اند.

ب- هر معصیتی که انسان میکند با یکی از نعمتهای خدا میکند و هر جا معصیت میکند در محضر خدا است ،چقدر وقاهت میخواهد که شخص در حضور حق تعالی با نعمت حق تعالی معصیت اورا بکند.

ج- انسان در حضور بچه ممیزی کاری که موجب هتک و آبروریزی باشد نمیکند چه میشود که انسان در حضور خداوند هتکها میکند و خجالت نمیکشد.

د-بعض اساتید میفرمودند که دنیا بقدری مذموم است که اسم آن ذکر نشده و به کنایه به کلمه دنیا یعنی پست از آن نام برده میشود مثل جاهای بد که اسم برده نمیشود و بکنایه از آن ذکر میشود.

ه- محبت دنیا کار را بجائی میرساند که گاهی دم مردن انسان کافر میشود و میمیرد و نسبت ظلم به خدا میدهد که نعوذ بالله چه ظلمی از این بیشتر که با اینکه من مدتها زحمت کشیده ام و چیزهائی را تهیه کرده ام بین من و آنها جدائی بیندازد .

و- تا زحمت نکشید و برای خدا کار نکنید بجائی نمیرسید و ایمان راسخ در قلب نمیشود، مگر در اثرزحمت و ریاضتهای مشروع، بلکه عصمت هم دلیل ایمان فوق ایمان است که در اثر همان امور حاصل میشود .

ز- علم وایمان فرق دارد گاهی انسان علم دارد ولی مومن نیست یعنی باور ندارد و علم او راسخ در قلب نیست . انسان میداند که از مرده کاری ساخنه نیست ولی ترس دارد که شب تنها در جائی باشد که مرده ای هست ولی کسی که همیشه با اموات سروکار دارد ترس ندارد ، ما باید کاری کنیم که علممان بحد باور و ایمان برسد.

6- از خاطراتی که دارم سفارش ایشان بود در منظم بودن و تقسیم وقت و هر کاری را در وقت مقرٌر انجام دادن و میفرمودند وقتی اوقات و کارهای شما برکت پیدا میکند که آنها را منظم کنید.و این مطلب را دقیق در مورد خود ایشان میدیدیم . وقت مطالعه کسی با ایشان نمی توانست ملاقات کند . سر وقت درس تشریف می آوردند، سر وقت مرتب حرم می رفتند. بعد از درس آنرا می نوشتند . بعض نوشته های ایشان را من دیده ام ، بقدری خوش خط و منظم و با دقت و علاقه نوشته شده که هر بیننده را متوجه میکند . از جمله آنها حاشیه وسیله که به خط مبارک نوشته اند و در جلد بسیار خوبی بصورت کتابی تمیز موجود است. مکاسب محرمه ایشان که در دو جلد باخط مبارک بسیار خوب با فاصله بین خطوط و کاغذ و جلد بسیار تمیز ، جلد اول اصول که به خط مبارک بسیار خوب و کاغذ و جلد عالی ، البته بقیه اصول را هم مرقوم فرموده بودند لکن باینصورت با جلد نبود و این ظرافت و دقت معلول همان نظم و ترتیب و استفاده از اوقات است که در غیر ایشان ندیده ایم ،اینها نوشته های ایشان است که در قم مرقوم فرموده اند . نوشته های درسهای نجف را هم که با نظم و ترتیب حتی در انتخاب کیفیت دفتر و کاغذ مرقوم فرموده اند و چاپ شده است ، دیده ایم .

از برکات این نظم وترتیب این است که بعد از فوت مرحوم آقای بروجردی رضوان الله علیه تنها مرجعی که هم حاشیه عروه و هم حاشیه وسیله داشتند، ایشان بودند با اینکه مراجع بنام در آن وقت متعدد بودند و بسیاری از ایشان در نجف بودند ولی این ویژگی فقط در امام بود و جالب این است که هر دو حاشیه بسیار دقیق و علمی و در بعض موارد استدلالی است که من گاهی که به آن مراجعه و فکر میکنم که چه وقت ایشان با این دقت حساب کرده اند از خودم خجالت می کشم که چگونه عمری آنطور برکت پیدا میکند و با اینکه در خدمت این بزرگوار بوده ایم فاصله ما با ایشان در این حد زیاد باشد . از خدا میخواهیم که ما را توفیق عنایت کند که لااقل شباهتی به این مرد بزرگ پیدا کنیم.

و عجالتاً به همین مقدار اکتفا می کنم که خود برای طالب حقیقت درسی است و الدرس حرف والتکرار الف و با عرض ادب به پیشگاه امام عزیز و درود و سلام بر آن بزرگوار می گویم :

از مهر تو سینا سینه من        از عشق تو چون سجر طورم

تا روز نشور نخواهد رفت         سودای تو از سر پر شورم

با این همه نزدیکی چه کنم     کز ساحت تو بسی دورم

از نیل نوال تو محرومم             وز بزم وصال تو محجورم

لطفی کن مفتقر خود را           دریاب که زنده در گورم

خداوندا امام عزیز مارا غرق در دریاهای بیکران رحمتت قرار ده و آن بزرگوار را از ما راضی فرما و ما را موفق کن که سعی در پیروی راه او و اتباع آرمانهای مقدسش نمائیم.

اللهم ارحمه برحمتک و اسکنه فسیح جنتک واجعلنا من تابعیه والسلام علیه و رحمة الله

68/3/23

محمد حسن قدیری

 

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.