تبلیغات
حضرت آیة الله محمد حسن قدیری(رضوان الله علیه ) - ایراد بر جزوه حکومت مردمی و قانون اساسی آقای منتظری (بخش اول)

ایراد بر جزوه حکومت مردمی و قانون اساسی آقای منتظری (بخش اول)

تاریخ:پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389-05:53 ب.ظ

ایراد حضرت آیة الله قدیری بر جزوه حکومت مردمی و قانون اساسی آقای منتظری

در تاریخ22/11/1378 آقای منتظری جزوه ای تحت عنوان حکومت مردمی و قانون اساسی منتشر و در این جزوه شبهاتی در خصوص قانون اساسی و اصل ولایت فقیه، انتصاب یا انتخاب ولی فقیه و نبودن ولایت او و چگونگی ایجاد و هماهنگی بین دو منصب رهبری و مرجعیت مطرح می کند .

بتاریخ شعبان المعظم 1421 هجری قمریحضرت آیت الله قدیری (قدس سره) به رد علمی این شبهات می پردازند که با حذف اضافات ، خلاصه شبهات و جواب حضرت آیت الله قدیری (ره) به همراه توضیح برخی عبارات را در این نوشته آورده شده است. اگرچه این جزوه در سال 78 منتشر شده است ولیکن امروزه نیز بعضی برای رسیدن به اهداف سوء خویش به این شبهات متمسک می شوند و در صددند اذهان را نسبت به مبانی حضرت امام خمینی(ره) که در نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی متجلی شد ، بدبین کنند . لذا لازم بود در این مختصر به این موضوع مهم پرداخته شود تا پژوهشگران و مردم فهیم و بصیر ایران اسلامی با جوابهای آن فقیه وارسته که البته دفاع از نظرات امام خمینی (ره) است ، آشنا شوند .

آقای منتظری در ابتدای این جزوه می نویسد : هیچگاه ابراز نظرات خیرخواهانه از طرف اینجانب به دلیل آن که پیوسته در متن مسائل کشور بوده ام گناه محسوب نمی شود .

حضرت آیت الله قدیری در ذیل کلمه دلیل در این عبارت می نویسند :این دلیل تمام نیست .


توضیح اینکه بودن در متن مسائل کشور مجوز برای ایجاد شبهه در اصل نظام نمی شود در صورتی که علماء و مراجع عظام حفظ نظام را واجب می دانند، و لذا فرمودند این دلیل تمام نیست . .

در ادامه جزوه آمده است :در رابطه با حکومت ظاهری در این جا مطالبی فهرست وار عرضه می گردد : 1- مسئله مورد نظر این است که تحقق و خارجیت حاکمیت پیامبر (ص) و امیر المومنین و همچنین فقیه در عصر غیبت به انتخاب مردم و پذیرش آنان وابسته بوده و میباشد .

حضرت آیت الله قدیری در ذیل کلمه تحقق در این عبارت می نویسند : چنین نیست اینها حجت خدا هستند هر چند مردم نخواهندانا حجة الله .


توضیح اینکه انا حجة الله اشاره است به روایاتی که از معصومین رسیده و فرموده اند انا حجة الله ، مخصوصا در روایتی از امام زمان(عج) که فرموده اند : و اما الحوادث الواقعه فرجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم .در حوادثی که پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه کنید زیرا آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر ایشانم . به این معنا که اگرچه مردم نخواهند اطاعت ولی فقیه واجب است .

ادامه جزوه : تا زمانی که پیامبر در مکه بودند شرایط حکومت و فرمانروائی برای ایشان فراهم نشد ولی در اجتماعی که هفتاد و سه نفر از بزرگان مدینه در ایام حج در عقبه ثانیه با ایشان داشتندپس از قرائت آیاتی از قرآن کریم و دعوت به اسلام فرمودند : من با شما بیعت می کنم تا همان گونه که از زنان و فرزندان خود دفاع می کنید از من نیز دفاع کنید . پس براء بن معروردست آن حضرت را گرفت و گفت: قسم به خدائی که شما را برانگیخت ما در برابر هرچه از خانواده خود دفاع می کنیم از شما نیز دفاع می کنیمبا ما بیعت کنای رسول خدا که به خدا ما فرزندان جنگ و صلح می باشیم . پس آنان با حضرت بیعت کردند و به در خواست حضرت از میان خود دوازده رئیس و نماینده معین نمودند تا بین پیامبر (ص) و آنان رابط و ناظر به رفتار آنان باشند.این بیعتزمینه حکومت مردمی آن حضرت را در مدینه فراهم ساختو در حقیقت یک قرارداد اجتماعی بین آن حضرت و مردم مدینه منعقد گردید. البته یک حکومت ساده خدا پسند نه یک حکومت پر تشریفات کمرشکن از سنخ حکومتهای رایج آن زمان .

حضرت آیت الله قدیری: فکر می کنید قبل از این بیعت دفاع از حضرت و زن و فرزند ایشان واجب نبود؟ از همین نکته معلوم می شود که بیعت برای تحصیل قدرت بر انجام وظیفه حاکمیت است نه تحصیل شرط جعلی حاکمیت .

ادامه جزوه: پس از ورود آن حضرت به مدینه نیز قراردادهایی مبنی بر زندگی مسالمت آمیز با یهود مدینه و رعایت حقوق آنان بسته شد و هنگامی که آن حضرت مکه مکرمه را فتح نمودند با مردان مکه بیعت کردند سپس زنان مکه نیز تقاضای بیعت نمودند که آن حضرت قدحی از آب خواستند و دست خویش را در آن فرو بردند و فرمودند شما زنان دستهایتان را در این آب فرو برید و بدین وسیله با زنها نیز بیعت کردند .

حضرت آیت الله قدیری : اگر حضرت قبل از بیعت حاکم نبودند چگونه مکه را فتح کردند و چرا این کار را کردند؟ آیا بیعت گرفتن با زور هم قرارداد نافذ است.

ادامه جزوه : در سوره فتح و ممتحنه از قرآن کریم نیز بیعت با پیامبر اکرم(ص) مطرح شده است و بالاخره حکومت ظاهری و فرمانروائی پیامبر (ص) بر مردم بر اساس با آنان تثبیت شد ، زیرا در آن زمان بیعت معمولاً برای تثبیت حکومت و وفاداری نسبت به آن انجام می شد و نشانه یک قرارداد اجتماعی بود . کلمه بیعت از ریشه بیع است و از یک قرارداد دو طرفه لازم الاجراء حکایت می کند.

حضرت آیت الله قدیری: انکار حاکمیت قبل از بیعت انکار ضروری است .


توضیح اینکه درجای خود ولایت پیامبر(ص) با دلائل محکم اثبات شده است ولی بر اساس آنچه نویسنده جزوه نوشته است ، اگر بیعت و قرارداد دو طرفه لازم الاجراء مردم با پیامبر منشاء حاکم بودن پیامبر (ص) باشد، در قرارداد شروطی معتبر است و هیچ کس قرارداد با زور را قرارداد نمی داند. بنابراین باید گفت یا پیامبر(ص) بر اساس ولایت خویش مکه را فتح کردند یا اینکه باید به راههای دیگری متوسل شد که ممکن است به مسیر خطرناکی منتهی شود .

ادامه جزوه :2- در رابطه با حکومت حضرت علی (ع)نیزهر چند پیامبر (ص) آن حضرت را در مراحل مختلف به عنوان خلیفه و جانشین خود معین فرمودند ولی پس از رحلت رسول خدا (ص) متاسفانه سفارشات آن حضرت را نادیده گرفتند و عملاً دیگران متصدی حکومت گشتند ، لیکن پس از قتل عثمان طبقات مختلف مردم به سوی آن حضرت شتافتند و به اختیار خود مشتاقانه و با شوق و شعف بسیار با آن حضرت بیعت کردند و حاکمیت آن حضرت را پذیرفتند. در این رابطه بجاست به خطبه های نهج البلاغه، بویژه به خطبه های، 3 ،8، 34 ،137،172 ، 218 و229ونامه های 6 و 54 مراجعه شود . آن حضرت در احتجاجات خود بر طلحه و زبیر و معاویه و امثال آنان به بیعت مردم با او احتجاج می کردند .و شیخ مفید (ره) در کتاب ارشاد - ص116- نقل می کند که حضرت امیرالمومنین (ع) فرمودند : ای مردم شما با من بیعت کردید بر آنچه با افراد پیش از من بیعت کردید و پیش از بیعت اختیار با مردم است ولی پس از بیعت اختیار ندارند .که نظیر این مضمون در نامه ششم نهج البلاغه نیز ذکر شده است .وبالاخره حضرت به مردم و بیعت آنان بها می دهد و به آن احتجاج می نماید ، زیرا تحقق و خارجیت حکومت به اقبال و پذیرش مردم است . قابل ذکر است که بیعت تا زمانی باقی می ماند که شخص مورد بیعت شرایط و صلاحیت خود را از دست ندهد و بر طبق التزام و تعهد خود عمل نماید و به اصطلاح در مقام عمل نکث بیعت نکند .

حضرت آیت الله قدیری در ذیل کلمه تحقق می نویسند:

چنین نیست و الاٌ مردم قبلا با حضرت در غدیر خم بیعت کرده بودند و نیازی به بیعت مجدٌد بعد از عثمان نیست و همین نکته دلیل است بر اینکه بیعت برای تحصیل شرط نیست و احتجاج حضرت هم برای الزام خصم است .


توضیح اینکه الزام خصم به معنای احتجاج و دلیل آوردن به آنچه خصم به آن معتقد است که در بحثهای جدلی مرسوم است .

ادامه جزوه : 3- امام حسن مجتبی (ع) نیزدر ضمن نامه ای مفصل به معاویه می نویسند : پس از در گذشت علی مسلمانان امر حکومت را به من واگذار کردند . ، می بینیم که حضرت برای اثبات حکومت خود به عمل مسلمانان و رای مردم تمسک می جویند .

حضرت آیة الله قدیری : گذشت که احتجاج برای الزام خصم است .

ادامه جزوه : 4- از آیات و احادیثی که در آنها سفارش شده امر مسلمانان با مشورت انجام شود استفاده می شود که حکومت امری مردمی است .

حضرت آیة الله قدیری : با این که دستور مشورت هست ولی بعد از آن که می فرمایدوشاورهم فی الامر ، می فرماید : فاذا عزمت فتوکل علی الله ، پس مشاوره برای حصول عزم حاکم است نه اصل حکومت او .

ادامه جزوه : 5- از مجموع آیات و احادیثی که متضمن تکالیف اجتماعی است (نه تکالیف فردی ) و مخاطب آنها جامعه اسلامی است (نه فرد خاص و نه یکایک افراد به طور جداگانه ) استفاده می شود که افراد جامعه وظیفه دارند فرد یا افراد لایق و جامع الشرایطی را انتخاب نمایند و به آنها قدرت دهند تا احکام را اجرا نمایند و در حقیقت آنها تبلور آن جامعه و منتخب از ناحیه آنان می باشند .از باب مثال آیات قتال و جهاد ، آماده سازی نیروها در برابر دشمنان ، بریدن دست سارق و سارقه،و تازیانه زدن به زانی و زانیه از این قبیل می با شد . فرمان جهاد و اجرای حدود الهی کار هر کس نیست زیرا هرج و مرج به وجود می آید بلکه مربوط به حکومت و قوه قضائیه می باشد ولی خطاب مستقیما متوجه خود جامعه اسلامی شده است ، پس معلوم می شود حاکم به دلیل این که نماینده و برگزیده جامعه و منتخب آنان می باشد متصدی این امور می گردد .

حضرت آیة الله قدیری : واقعاً شما از السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما این مطالب را می فهمید ؟ که اگر حاکم آن را خداوند منصوب فرموده باشد این خطاب صحیح نیست ؟

عموم مخاطب برای این است که حکم اجتماعی است نه اینکه جامعه نائب انتخاب کنند .

ادامه جزوه : 6- همواره سیره عقلای جهان در همه اعصار و بلاد بر این اساس بوده است که در هر منطقه ای برای ایجاد نظم اجتماعی و تامین مصالح عمومی وجلوگیری از تجاوزات و زورگوئی ها مقرراتی را تنظیم می نمودند و فرد یا افراد لایقی را از بین خود برای اجرای آنها انتخاب می کردند و در حقیقت یک قرارداد اجتماعی بین آنان و آن فرد منعقد می شد و نه تنها در کتاب و سنت از اصل این سیره انتقاد و جلوگیری نشده بلکه این اصل مورد تایید بوده ، منتها برای حاکم منتخب شرایطی را معین می کند . پس این عمل عقلا مشمول آیه اوفوا بالعقودو آیه اوفوا بالعهد می باشد و از این راه مشروعیت آن ثابت میشود .

حضرت آیة الله قدیری : سیره ذکر شده از غیر متدینین [است] و الا متدینین و لو به دین غیر اسلام حاکمشان را انتخاب نمی کنند . کان بنو اسرائیل تسوسهم انبیائهمو هیچ مسیحی یا یهودی قائل نیست به اینکه حاکمیت حضرت عیسی یا حضرت موسی انتخابی است و مسلمین هم همین طورند نسبت به رسول الله ، بلی نسبت به خلفاء اختلاف شد که خداوند از کسانی که اختلاف را ایجاد کردند انتقام بگیرد .


توضیح اینکه:عبارت "کان بنو اسرائیل تسوسهم انبیائهم" بر اساس روایتی است از پیامبر(ص) که میفرماید :" کانت بنو اسرائیل تسوسهم الانبیاء کلما هلک نبی خلفه نبی و انه لانبی بعدی و ستکون خلفاء فتکثر .ترجمه: حکومت بنی اسرائیل را همواره پیامبران به عهده داشتند،هر پیامبری که از دنیا می رفت پیامبر دیگری جای او را می گرفت ، اما پس از من پیامبری نخواهد آمد. پس از من خلفاء هستند و تعدادشان زیاد خواهد بود." که آقای منتظری در کتاب دراسات فی ولایة الفقیه،ج1،ص6 آورده است ، بر این اساس که منشاء دولت و حکومت در ابتدای امر بر اساس دستور و وحی خداوند بوده است. همچنین در کتاب مجمع البحرین ج4،ص78 آمده است : و فی الخبر" كان بنو إسرائیل تسوسهم أنبیاؤهم"أی تتولى أمرهم كالأمراء و الولاة، بالرعیة من السیاسة و هو القیام على الشی‌ء بما یصلحه.یعنی انبیاء مانند حاکمان بر رعیت حکومت می نمودند به این معنا که به آنچه صلاح رعیت است اقدام می کردند .

ادامه جزوه :7- در حدیثی از امیر المومنین (ع) نقل شده : ایها الناس انٌ آدم لم یلد عبداً و لا امة و انٌ الناس کلهم احرار . ای مردم به طور قطع آدم (ع) بنده و کنیز نزاده است و مردم همه آزادند .

حضرت آیة الله قدیری : مدعی این است که خداوند وظیفه را معین کرده است .


توضیح اینکه دین مجموعه دستورات و اوامر ونواهی است که از طرف خداوند برای رسیدن بشر به سر منزل سعادت بوسیله پیامبر (ص) آورده شده است واطاعت از آن واجب است .بنابراین انسان از این جهتآزاد نیست و باید به وظیفه ای که خداوند معین نموده، عمل نماید .آری از جهت تکوین آزاد است ،یعنی خلقت انسان طوری است که اختیار دارد و می تواند راه خیر و یا شر را انتخاب کند .

ادامه جزوه : 8- طبق قانون اساسی زیربنای قدرت و اختیار مسئولین در سطوح مختلف آراء مردم است و قوای حاکمه حتی ولی فقیه از ناحیه مردم مشخص می شوند و طبعاً حدود و اختیارات آنان را کیفیت انتخاب آنانو قانون تعیین می کند . در اصل ششم از قانون اساسی می خوانیم : در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود از راه انتخابات ..../

حضرت آیة الله قدیری : در حدی که در قانون اساسی به رای مردم اتکاء شده قبول است ، لکن نه از جهت مردمی بودن بلکه از جهت اینکه فقیه جامع الشرایط یعنی حضرت امام (ره) آنرا امضاء کرده است .

ادامه جزوه : 9- مرحوم امام خمینی نیز در مصاحبات و سخنرانیهای خود چه در پاریس و چه در ایران همیشه صحبت از مردم و آراء آنان داشتند و روی انتخابات و جمهوریت و مردمی بودن نظام تکیه می کردند و می فرمودند : میزان رای ملت است . ایشان مرد صریحی بودندو هرچه را اعتقاد داشتند ابراز می کردند و نمی خواستند با این سخنان مردم را فریب دهند .

حضرت آیه الله قدیری : بسمه تعالی . این مطلب حکم ولائی ایشان است و نافذ است والاٌ بدون تنفیذ ایشان رای مردم هیچ نیست و میزان حکم خداست نه رای مردم .

ادامه جزوه : درپیش نویس قانون اساسی که جمعی از بزرگان به دستور امام خمینی (ره)آن را تهیه و تنظیم کرده بودند اسمی از ولایت فقیه نبود تا چه رسد به اینکه ولایت او انتصابی باشد یا انتخابی.لابد ایشان به همین اندازه که انتخابات سالم و آزاد انجام شود و دولت مردمی روی کار آید و ایشان به عنوان ولی فقیه از دور بر اعمال منتخبین و دولت نظارت داشته باشند اکتفا می کردند . هنگامی که اکثریت قاطع یک کشور معتقد به ایدئولوژی و مکتب خاصی باشند و بنا باشد اداره آن کشور بر اساس موازین آن انجام شود طبعاً باید ایدئولوگ آن ایدئولوژی بر روند اداره کشور نظارت داشته باشد.

حضرت آیت الله قدیری : مرحوم محقق همدانی در آخر کتاب خمس نصف صفحه درباره ولایت فقیه صحبت کرده اند و حقاً حق مطلب را اداء کرده اند و فقط برای اثبات آن به توقیع شریف تمسک فرموده اند ، : واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله ، مقایسه کنید بین این دلیل و این طرز فکر را با اینکه ایدئولوگ باید بر روند کشور نظارت داشته باشد .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.