تبلیغات
حضرت آیة الله محمد حسن قدیری(رضوان الله علیه ) - تحلیلی درباره تعریف شهید وبعض احکام آن

تحلیلی درباره تعریف شهید وبعض احکام آن

تاریخ:سه شنبه 25 بهمن 1390-09:22 ب.ظ

 

 

بسمه تعالی

مقاله ای از آیة الله قدیری(ره)

لباس خونی شهید سند افتخار اوست كه باید با آن محشور شود

 واژه ای محترم تر و والاتر از واژه شهید نیست . و آرزوئی برای اولیاء خدا ار آرزوی شهادت مقدم نیست . كسی كه خود را از خدا و مسئول نزد خدا و زندگیش را برای خدا و تمام حركاتش را در محضر خدا و بازگشتش را بسوی خدا میداند، طبیعی است كه همواره آرزوی كشته شدن در راه خدا دل و جان و روح و روانش را در انتظار رسیدن به رضوان خدا نگهدارد.اینستكه در هر حال كه خود را در مظان استجابت دعا می بیند دست نیاز به درگاه بی نیاز او برمیدارد و كشته شدن در راه خدا را توفیق میداند و دعا می كند كه : ("وقتلاً فی سبیلك فوفٌق لنا " توفیق كشته شدن در راه خدا را به ما عطا كن ).

اینست كه آنگاه كه رسیدن به فوز شهادت را نزدیك می بیند خوشحالی میكند ، و در رسیدن به آن از رفقای خود سبقت می گیرد، چنانچه اصحاب حضرت سید الشهداء ابا عبدالله الحسین علیه السلام چنین بودند. و چنانكه خود آن بزرگوار با شدت مصائبی كه بر او وارد شده بود هرآن صورت مباركش شكفته تر و انس او با خدا بیشتر میشد و چنانكه در شهدای كربلاهای ایران این حال بخوبی دیده میشود و بوضوح معلوم است كه اقتدای به امام خود كرده اند و در همان راه، كه او و اصحاب با وفای او سیر نمودند قدم گذاشته و با عشق نیل به شهادت راه میپویند و زبان حال و مقالشان اینست كه:

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی               تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

من از او جانی ستانم جاودان                   او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ

و من با استمداد از خداوند متعال هدیه ارواح طیبه شهدای اسلام بحث این مقاله را راجع به شهید و بعض احكام فقهی آن بطور اختصار اختصاص میدهم و آن را در چند جهت بیان می كنم :

1-تعریف شهید :

فقهاء عظام و علماء اسلام شهید را چنین تعریف كرده اند :

الشهید المقتول فی المعركة عند الجهاد مع الامام (ع) او نائبه الخاص و یلحق به كل من قتل فی حفظ بیضة الاسلام فی حال الغیبة.

یعنی شهید كسی است كه در میدان جنگ در خدمت امام یا نائب خاصش كشته شود و ملحق میشود به او هركس در حفظ اسلام در زمان غیبت امام كشته شود و از روایات شریفه و احادیث مرویه از اهل بیت عصمت علیهم السلام به دو خبر اشاره میكنیم كه میتواند دلیل بر تعریف مذكور باشد.

اول: صحیح ابان بن تغلب قال :

"سألت اباعبدالله(ع) عن الذی یقتل فی سبیل الله ایغسٌل و یكفٌن و یحنٌط؟ قال (ع) :یدفن كما هو فی ثیابه الا ان یكون به رمق ...."

ابان میگوید : از حضرت صادق (ع) سئوال كردم در مورد كسی كه در راه خدا كشته میشود، آیا غسل و كفن و حنوط داره ؟ حضرت فرمود: بهمان حالش در لباسهایش دفن میشود مگر اینكه مسلمین او را زنده درك كنند .

دوم : مصحح ابان : سمعت اباعبدالله علیه السلام یقول : الذی یقتل فی سبیل الله یدفن فی ثیابه ولا یغسٌل الا ان یدركه المسلمون و به رمق.....

ابان میگوید : شنیدم از حضرت صادق (ع) كه میفرمود : كسی كه در راه خدا كشته شود در لباسهایش دفن میشود و غسل داده نمی شود مگر انكه مسلمین او را زنده درك كنند .

از این دو حدیث شریف استفاده می شود كه شهید كسی است كه عنوان مقتول فی سبیل الله بر او صادق باشد چه در جهاد با امام (ع) یا نائب خاص او باشد و چه در حفظ اساس اسلام در زمان غیبت، چون در همه این موارد ، مقتول فی سبیل الله به او گفته میشود .

و مقتول فی سبیل الله هرچند مطلق است و مقتول در غیر حال جنگ را هم شامل است لكن به قرینه : " یدركه المسلمون و به رمق " و مانوس بودن حكم و موضوع در اذهان اهل شرع معلوم میشود كه مراد مقتول در جنگ است پس تعریف فوق ثابت است .

سرٌ اینكه چنبن شخص پر افتخار و با عظمتی را شهید میگویند وجوهی است كه ذكر فرموده اند : در مجمع البحرین فرموده : " قیل سمی بذلك لان ملائكة الرحمه تشهده " یعنی شهیدش گفته اند چون ملائكه رحمت نزد او حاضر میشوند . و "قیل لان الله و ملائكته شهود له فی الجنة " یعنی شهید نام دارد چون خدا و ملائكه او در بهشت شهود او هستند . "و قیل لانه ممن استشهد یوم القیامه مع النبی (ص) علی الامم الخالیة " یعنی شهید نام دارد چون از كسانی است كه با پیغمبر اكرم(ص) در روز قیامت بر امم سابقه به شهادت گرفته میشوند ." وقیل لانه لم یمت كانه شاهد " یعنی شهید است چون نمرده است و حاضر است . " او لقیامه بشهادة الحق فی الله حتی قتل " یعنی شهید است چون به شهادت حق قیام كرد در راه خدا تا كشته شد .

در هر صورت نظر خوانندگان محترم را به دو آیه شریفه ذیل كه عظمت مقام شهید از آن معلوم میشود و شاید یكی از وجوه فوق باشد جلب میكنم : " ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون ." (آل عمران -آیه 169) گمان نكنید كسانی كه در راه خدا كشته شدند مردگانند بلكه زندگانند نزد پروردگارشان روزی میبرند .

"ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لكن لا یشعرون "(بقره- آیه 154) و نگویید برای كسی كه كشته شده است در راه خدا ،مردگان بلكه زندگانند ولی شما درك نمی كنید .

و میتوان گفت مستفاد از آیه شریفه این است كه شهید به معنای شاهد است ، یعنی حاضر در زمان است كه هر زمان هدف خود را دنبال می كند و مردم هر زمان را دعوت مینماید كه هدف او را پیگیری نمایند.

2- حكم شهید راجع به تغسیل و تكفین

از دو حدیث سابق استفاده میشود كه اگر مسلمانان او را درك نكردند و به شهادت رسید غسل و كفن ندارد و اگر او را درك كردند و هنوز رمقی دارد غسل و كفن دارد هرچند شهید و مقتول فی سبیل الله است . و گرچه این عبارت مطلق است ، و كسی كه در معركه به شهادت رسیده و مسلمین او را زنده درك كرده اند ولی قبل از اینكه او را از میدان خارج كنند شهید شده بر طیق این عبارت غسل و كفن دارد. لكن مشهور از فقهاء عظام فرموده اند كه اگر او را خارج كرده اند و در خارج معركه به شهادت رسیده غسل و كفن دارد والا غسل و كفن ندارد هرچند مسلمین او را زنده درك كرده باشند و چون استناد به این دو حدیث كرده اند معلوم میشود از این دو حدیث چنین فهمیده اند و اگر چه فهم مشهور برای فتوای فقهی حجت نیست ، لكن بعض مواقع اگر مشهور مطلبی را از روایتی فهمیدند اطمینان حاصل میشود كه قرینه ای در بین بوده كه چنین فهمیده اند. و شاهد بر اینكه مجرد ادراك مسلمین در حال حیات شهید سقوط تغسیل و تكفین را از بین نمی برد قضیه عمار است كه مسلمین نزد او حاضر شدند و طلب آب كرد و به او شیر دادند با اینكه حضرت امیر او را غسل ندادند چنانكه در اخبار مستفیضه وارد شده است . بنابراین آنچه مشهور فرموده اند منصور و صحیح است .

3-سقوط تغسیل و تكفین از شهید عزیمت است نه رخصت

یعنی جایز نیست شهید را تغسیل و تكفین كنند . و اگر او را غسل دهند و كفن نمایند خلاف كرده اند و دلیل آن ظهور دو حدیث سابق و روایات دیگر در عزیمت است . چنانكه فرمود : یدفن كما هو فی ثیابه. یعنی به همان حالش در لباسش دفن میشود . و از این تعبیر نه تنها استفاده می شود كه لازم است بهمان حال یعنی بدون تغسیل و تكفین دفن شود بلكه استفاده میشود كه لازم است شهید را با لباسهایش دفن كنند . و در روایت دیگر وارد است كه كفش و كلاه و كمربند و بعضی لباسهای دیگر را می توانند از او بكنند مگر اینكه خون شهید به آن رسیده باشد كه در این صورت حق ندارند آنها را هم از بدن شهید بیرون آورند. و از اینجا معلوم میشود كه : لباس خونی شهید سند افتخار او است كه باید این سند با او باشد و با این سند محشور شود .

4- مس بدن شهید موجب غسل مس میت نیست

زیرا روایات وجوب غسل مس میت گرچه بظاهر ابتدائی مطلق است مثل صحیحه عاصم بن حمید :" سألته عن المیت اذا مسٌه الانسان فیه غسل ؟ فقال : اذا مسست جسده حین یبرد فاغتسل ". یعنی سئوال كردم از امام درباره میت زمانی كه انسان او را مس كند كه آیا در آن غسل است ؟ فرمود زمانی كه جسد میت سرد شده اگر آن را مس نمودی غسل كن .

 همینطور كه ملاحظه میشود موضوع آن میت است و به اطلاق شامل شهید و غیر شهید هست لكن این ظهور بدوی متبع نیست زیرا از جمع بین روایات داله بر نجاست میت به موت و پاك شدن آن به غسل مثل خبر ابراهیم :" قال سألت اباعبدالله علیه السلام عن رجل یقع ثوبه علی جسد المیت .قال ان كان غسٌل المیٌت فلا تغسل ما اصاب ثوبك منه و ان كان لم یغسٌل فاغسل ما اصاب ثوبك منه یعنی اذا برد المیت ". ابراهیم می گوید : سئوال كردم از حضرت صادق(ع) از مردی كه لباسش برجسد میتی می افتد فرمود : اگر میت را غسل داده اند شستن لباس لازم نیست و اگر غسل نداده اند مقداری از لباس كه با میت اصابت نموده را بشوی، یعنی زمانی كه میت سرد شده .

و روایات داله بر سقوط غسل از شهید استفاده میشود كه بدن شهید طاهر است و لذا حكم اموات دیگر را ندارد و همین كفایت میكند كه ظهور ابتدائی صحیحه عاصم را بشكند و میفهماند كه سئوال در آن از حكم مس سایر اموات است ، و موید اینكه موضوع روایات مس میت غیر شهید است ، این حدیث است . صحیحه صفار :" اذا اصاب یدك جسد المیت قبل ان یغسٌل فقد یجب علیك الغسل ."

یعنی زمانی كه دست تو به جسد میت رسید پیش از اینكه غسل داده شود غسل بر تو واجب می شود . و این حدیث می فهماند كه موضوع وجوب غسل مس میتی است كه غسل دارد . و هر چند در این روایت میتوان گفت كه منافاتی بین این صحیحه و اطلاق صحیحه عاصم نیست ، چون صحیحه صفار نفی وجوب غسل مس میت در مس میتی كه غسل ندارد نمیكند . ولی استدلال ما حمل مطلق بر مقید نیست تا این ایراد وارد شود ، بلكه ما از این صحیحه میتوانیم بفهمیم كه موضوع روایات مس میت ، میتی است كه غسل میت دارد .

5-حكم سقوط كفن مخصوص شهیدی است كه لباس در بدن او مانده باشد والا باید تكفین شود و خلافی در مسأله نیست، و میتوان برای اقامه دلیل چنین گفت : روایات وجوب تكفین میت مطلق است و شامل شهید وغیر شهید میشود . از اطلاق آن در مورد شهیدی كه لباس در بدن او باشد بقرینه یدفن كما هو فی ثیابه خارج میشویم ، و بقیه در تحت اطلاق باقی میماند ، پس لازم است تكفین شود.

والحمدلله رب العالمین




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.