تبلیغات
حضرت آیة الله محمد حسن قدیری(رضوان الله علیه ) - زندگینامه آیة الله محمد حسن قدیری(رحمه الله)

زندگینامه آیة الله محمد حسن قدیری(رحمه الله)

تاریخ:دوشنبه 28 فروردین 1391-06:04 ب.ظ



بسمه تعالی

زندگی نامه آیة‌‌الله محمدحسن قدیری(رضوان‌الله تعالی علیه)

 

مقدمه

قال رسول الله (ص): عند ذکر الصالحین ینزل الرحمة (بحار الانوار ج93 صفحه348)

آنجا که از صالحان یاد شود رحمت الهی فرو می ریزد.

حمد و ستایش مخصوص خداوندی که انسان را خلق کرد و او را از نعمتهای فراوان و بی شمار بهره مند ساخت. سلام و صلوات خداوند و ملائکه بر خاتم انبیاء و جانشینان پاکش ائمه اطهار(علیهم السلام) و رحمت و آمرزش حق بر روان علماء و دانشمندان بزرگ سلف که وارثان انبیاء الهی بودند ودر راه پاسداری از دین الهی زحمات فراوانی متحمل شدند.

در طول تاریخ عالمان دین همچون گوهری درخشنده درخشیدند و همچون شمع سوختند تا دین اسلام را تبیین و از آن حفاظت نمایند. آنان که وجود خویش را با علم و عمل زینت بخشیده بودند همچون چشمه ای جوشان جوشیدند و همگان را از آب زلال این چشمه بهره مند ساختند.

نامهای بی نشانی که در مدت عمر هیچ گاه بفکر شهرت نبودند و همه چیز را از خدا می دانستند و از غیر خدا منصرف بودند.

آری در دورانی که بیشتر از هر زمانی شیاطین درونی و بیرونی کمر به نابودی راهی بسته اند که بشریت را به سر منزل سعادت و خوشبختی رهنمون می سازد ، بیان ویژگیهای بزرگان راستین حوزه وظیفه ای است که نمی توان از آن شانه خالی کرد . بی جهت نیست که در روایات برای عالمان و دانشمندان برتری و فضیلت بسیاری بیان شده است . همانگونه که نظر به روی عالم عبادت است و ثواب دارد مطالعه در احوالات آنها آثار سازنده و حیات بخش و تحول آفرینی دارد که قابل انکار نیست .

نوشته حاضر گوشه ای از زندگی یکی از علماء و بزرگان حوزه است که با وجود درک محضر و درس بسیاری از بزرگان زمان خویش شاگردی امام خمینی (ره) را از افتخارات خود می شمارد و به راه ایشان دل می سپارد.

مرحوم حضرت آیة الله حاج شیخ محمد حسن قدیری (ره) از شاگردان برجسته و از نزدیکان حضرت امام خمینی(ره) بود ند که عمر شریف خویش را در راه خدمت به اسلام و انقلاب اسلامی گذراندند.


ایشان یکی از نزدیکان و یاران با وفای امام (ره) بودند و بعد از امام راحل نیز در کنار رهبر معظم انقلاب حضرت آیةالله العظمی خامنه ای مد ظله العالی به دفاع از اسلام و انقلاب پرداختند و تا آخر عمر شریف لحظه ای تردید به خود راه ندادند و ثابت قدم ماندند و بحق مصداق آیه شریه قرآن بودند که میفرماید : انما المومنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله اولئک هم الصادقون (سوره حجرات آیه 15)

منحصرا مومنان واقعی آن کسانی هستند که به خدا و رسول او ایمان آوردند سپس هیچ تردیدی به خود راه ندادند و با اموال وجانهای خود در راه خدا جهاد کردند اینان به حقیقت راستگو هستند.

امید است روح ملکوتی آن عالم فرزانه از ما راضی و خشنود باشد و خداوند ما را موفق به اجرای احکام اسلام بنماید .

 

از ولادت تا اوان جوانی

ایشان سوم خرداد 1317 (هـ.ش) در خانواده‌ای روحانی در اصفهان چشم به جهان می‌گشایند وتا سن هفت سالگی در شهر اصفهان سکونت داشته و پس از آن به همراه خانواده به قم و پس از مدت کوتاهی به نجف اشرف نقل مکان می نمایند و در مکتب مشغول تحصیل می‌شوند و تا حد قرائت قرآن و نهج‌البلاغه را در مکتب‌خانه فرامی‌گیرند.

حدود ده سالگی با مرحوم پدرشان حضرت آیة‌الله علی قدیری(ره) به قم مراجعت نموده و در این شهر نیز به تحصیلات ابتدائی در مکتب و مدرسه پرداخته و پس ازیکسال به اصفهان باز می‌گردند. پدر ایشان از علمای معروف اصفهان که سال 1290 هجری شمسی متولد و سالهای متمادی درحوزه‌های علمیه قم و نجف و اصفهان و کرمانشاه به تدریس اشتغال داشته و عمر شریف خویش را در تحصیل و تدریس و تربیت شاگردانی همچون آیة‌‌الله دکتر بهشتی گذرانیده و در اوائل نهضت جزء یاران امام خمینی(ره) محسوب می‌شدند و مسئول استفتائات آن حضرت بودند. ایشان بعد از رحلت آیة‌‌الله العظمی بروجردی(ره) به ترویج مرجعیت امام خمینی(ره) پرداختند و تا آخر عمر شریف خویش تبعیت و اطاعت از آنحضرت را واجب می‌دانستند. و پس از عمری تلاش و مجاهدت در راه خدا در 12جمادی‌الاولی 1407 (هـ.ق) مصادف با 23 دی ماه 1365 (هـ.ش) دارفانی را وداع گفتند و در جوار حرم حضرت فاطمه معصومه(س) در قم آرمیدند. خالی از لطف نیست که متن نامه مرحوم امام خمینی در باره آیة الله علی قدیری (ره) در این جا ذکر شود.

متن نامه حضرت امام خمینی درباره آیه الله علی قدیری

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت حضرات اعلام و افاضل کرام اصفهان دامت افاضاتهم و ایدهم الله تعالی مرقوم محترم آقایان که راجع بجناب مستطاب حجه الاسلام آقای قدیری دامت برکاته مرقوم شده بود واصل از حسن نیت آقایان و ابراز اشتیاق بتحصیل علم و تجلیل از عالم تشکر می‌نمایم جناب معظم‌له که سوابق ممتده در حوزه‌های علمیه داشته‌اند و بکمالات علمیه و عملیه و اخلاقیه موصوف می‌باشند درخور هر نحو تجلیل و تمجید می‌باشند و خود آقایان با اعیان مراتب تقوی و علم ایشان را می‌بینند و احتیاج بتوصیف حقیر ندارد از جناب ایشان تقاضا نمودم که تقاضای حضرات آقایان افاضل ایدهم الله تعالی را بپذیرند امید است قدردانی اهالی محترم اصفهان و خصوص افاضل و علماء اعلام از ایشان موجب رضایت ایشان و حقیر را فراهم نماید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

روح الله الموسوی الخمینی

23 شعبان‌المعظم سال1385قمری

با استعداد فراوان و هوش سرشار خویش در اصفهان تحصیلات جدید را تاحد دیپلم ریاضی ادامه داده و در کنار آن دروس حوزوی را نیز نزد پدر و شاگردان ایشان می‌آموزند. به طوری که وقتی به حد دیپلم ریاضی می‌رسند در کنار آن مغنی و حاشیه را به اتمام می‌رسانند.

سیوطی و مغنی را نزد بعضی فضلای اصفهان و حاشیه و پس از آن معالم را نزد پدر بزرگوار و مختصر و قسمتی از مطول را خدمت بعضی فضلاء فرا می‌گیرند.

 

عزیمت به نجف اشرف

در سال 1337 (هـ.ش) برای ادامه تحصیل به نجف می‌روند و در آنجا از محضر اساتید بزرگی بهره می‌برند.

حدود بیست سال در نجف از ایشان شخصیت ممتازی می‌سازد که بزرگانی همچون امام خمینی(ره) به امر شهادت داده‌اند.

خود ایشان دراین باره چنین می فرمایند:

زمانی که مرحوم پدرم بدستور مرحوم آیة‌الله بروجردی(ره) به باختران رفتند من هم رفتم سپس از آنجا به نجف اشرف رفتم و بقیه سطح را نزد مدرسین نجف خواندم. لمعه و قوانین را نزد مدرسین آن وقت نجف و قسمتی ازقوانین که خوانده نمی‌شد را نزد مدرس خصوصی از جمله مرحوم شهید مدنی(ره) خوانده‌ام.

رسائل و مکاسب را نزد حضرت آیة‌‌الله سید مرتضی خلخالی و مرحوم آیة‌‌الله آقا شیخ صدرا بادکوبی و مرحوم آیة‌‌الله آقا سید محمد باقر محلاتی و دو جلد کفآیة را خدمت آیة‌‌الله سید مرتضی خلخالی و مرحوم آیة‌‌الله آقا شیخ صدرا بادکوبی خوانده‌ام،تفسیر را در خدمت مرحوم شهید مدنی رضوان‌الله تعالی علیه و فلسفه در حد منظومه و قسمتی اسفار را خدمت اساتیدی مثل مرحوم آقا شیخ صدرا خوانده‌ام و سپس به درس خارج آقایان علمای نجف شرکت نمودم.

یک دوره و نیم اصول از آیة‌‌الله خوئی و تقریبا نصف دوره از مرحوم آیة‌الله میرزا باقر زنجانی و مقداری از مرحوم آیة‌‌الله حلی و فقه عمده طهارت و صلاه، را از آیة‌الله خوئی فراگرفتم و دروس ایشان را ازسال 1340‌(هـ.ش) نوشته‌ام.

بسیاری از مباحث معاملات را نزد مرحوم آیة‌‌الله زنجانی و مرحوم آیة‌الله حکیم و درس خصوصی نزد مرحوم آیة‌‌الله فانی داشته‌ام و در مواقعی که به قم می‌آمدم درس مراجع قم و قبلاً درس مرحوم آیة‌الله داماد را هم دیده‌ام.

 

شرکت در درس حضرت امام خمینی(قدس سره)

آنچه از عملکرد و بیانات این فقیه وارسته محسوس و مشهود بود عشق و ارادت خالصانه به امام خمینی(ره) بود.

ایشان که سالهای زیاد و متوالی درس مرحوم آیة‌الله العظمی خوئی(ره) ودیگر بزرگان را درک کرده بودند در این میان امام خمینی(ره) برای آن بزرگوار جاذبه فوق‌العاده‌ای داشته است چنانچه در بیانی می‌فرمایند:

حدود سالهای 87-79 قمری از نجف اشرف به ایران آمدم در درس ایشان در مسجد سلماسی قم شرکت کردم در آن وقت درس آنحضرت مکاسب محرمه بود و اولین زیارت من از ایشان آنجا بود که هم وقار آنحضرت و هم عظمت جلسه درس که در آنوقت بجز درس مرحوم آیة‌‌الله بروجردی(قدس‌سره) نظیر نداشت، مرا تحت تأثیر قرارداد، در نجف در زمره خدمتگزاران ایشان درآمدم و در بیت شریف و درس و بعضی مجالس دیگر استفاده شایان می کردم،عقیده‌ام این شد که لطف‌الهی شامل حال ما شده که درآن زمان محضر مبارک ایشان را درک کرده‌ایم و عقیده داشتم که اگر درک این محضر نبود من ازنجف بهره‌ای نداشتم.

هنوز کلام ایشان را که در بیان عظمت و قدرشناسی آثار امام(ره) بیان می‌فرمودند به خاطر دارم که به یکی ازفضلاء می فرمودند:

ما اگرهنرکنیم تحریرالوسیله حضرت امام(ره) را بفهمیم و یا در سفارشی که برای تقلید از مرحوم امام(ره) می‌فرمودند: تقلید از امام خمینی(ره) سرقفلی دارد و یا به عنوان افتخاری برای خویش مکرر عنوان می‌فرمودند: من در نجف در دوازده سال به طور متوسط روزی دو الی سه ساعت امام(ره) را درک می‌کردم.

 

فعال در صحنه علم

قبل از ورود امام(ره) نجف اشرف، به تدریس دروس در حوزه علمیه مشغول و با تدریس دروس سطح درنجف و قم آنهم بدلیل اینکه فائده سطح را برای طلاب بیشتر می‌دانند بتربیت شاگردان می‌پردازند.

حدود ده سال خارج فقه و اصول را در قم تدریس می‌نمایند و این امر را تا پایان عمر پربرکت خویش ادامه می‌دهند.

از سال 1350 (هـ.ش) به عضویت هیئت استفتائات حضرت امام(ره) و بدستور ایشان در می‌آیند که از آثار آن چند دوره مناسک حج امام(ره) به چند چاپ و همچنین مختصر توضیح المسائل و منتخب توضیح‌المسائل و استفتائات حضرت امام(ره) را می‌توان نام برد.

ایشان حدود بیست سال درنجف اشرف زحمات فراوانی در درس و بحث متحمل می‌شوند به همین جهت است امام(ره) درباره ایشان می‌فرمایند:

زحمات شما را در درس و بحث و کمک‌های شما را در تمام زمینه‌ها فراموش نمی‌کنم.

بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی از طرف امام خمینی(ره) مأمور می‌شوند تا با انتخاب عده‌ای مسئولیت بخش استفتائات را عهده گیرند که این حضور و به تعبیر خودشان خدمتگذاری در دفتر امام(ره) تا رحلت آن بزرگوار ادامه داشته است.

ایشان بعد از رحلت امام راحل عظیم الشأن در دفتر حضرت آیة‌‌الله اراکی(ره) مشغول فعالیت می‌شوند.

بعد از ایشان نیزدر دفتر مقام معظم رهبری و نیز مدتی در دفترحضرت آیة‌‌الله بهجت(ره) در همان بخش استفتائات به خدمت ادامه می‌دهند.

ایشان در نجف اشرف هیجده سال در بحث خارج فقه و اصول آیة‌الله خوئی(ره) و دوازده سال درس بیع امام خمینی(ره) را شرکت داشته اند که حاصل آن آثاری است که به طبع رسیده است و عبارتند از:

1- رساله فی الوضع و الاستعمال(اصول)

2- البحث فی رسالات عشر(فقه و اصول)

3- البیع که تقریرات درس حضرت امام(ره‌) است.

4- الاجاره(فقه) که درس خارج ایشان بعد از انقلاب است

5- حاشیه علی‌العروة الوثقی(فقه)

6- التمیم(فقه)

7- المباحث فی علم الاصول که به عنوان کتاب سال1382ازسوی حوزه علمیه معرفی گردید و به تعبیر خود ایشان حاصل یک عمراست.

8-مناسک حج

9- مقالاتی تحت عنوان بحثی در نماز جمعه و بحثی در صلاه مسافر و بحث‌های دیگر که در مجلات منتشر شده است.

 

فعالیتهای سیاسی در نجف اشرف

از ایشان به عنوان یکی از دوستان دوران غربت امام(ره) یاد می‌شود، دورانی با شرایط خاص و دشوار، همچنانکه آیت الله قدیری در یکی از سخنرانیها خویش در قبل از انقلاب به سختی های آن دوران این گونه اشاره می کنند و می فرمایند: الان پانزده سال است که امام خمینی را به جرم اینکه گفته است شما در مقابل احکام اسلام خاضع بشوید از وطن و خانه اش تبعید کرده اند، من در نجف حاضر و ناظر بودم، خدا می داند در این چند سال چقدر رنج برده و زحمت کشیده و خون دل خورده است.

ایشان از وقت ورود امام خمینی(ره) به عراق از ترکیه به خدمت آن بزرگوار درمی‌آیند و به صورت یار و دوستی صمیمی در کنار امام(ره) قرار می‌گیرند.

در مراسم استقبال و همراهی امام(ره) در رفتن سامرا و برگشتن به کاظمین و تشرف به کربلا و نجف شرکت می‌نمایند و با شرکت در درس امام(ره) و پرداختن به فعالیتهای سیاسی مورد رضایت حضرت امام(ره) به یاری آن حضرت می پردازند.

از جمله فعالیتهای سیاسی می‌توان به مبارزه با جشنهای تاج‌گذاری شاه معدوم و یا رد قرآن آریا مهر به کنسولگری اشاره کرد که توضیح جریان اخیر خالی از لطف نیست.

 

رد قرآن آریا مهر به کنسولگری

حکومت شاه خائن برای طلاب در مدرسه آیت الله بروجردی(ره) در نجف قرآن می‌فرستد،درآن زمان نماز جماعت به امامت امام خمینی(ره) در آن مدرسه برگزار می شد.

جمعی از طلاب به همراه آیة‌‌الله قدیری(ره) تصمیم می‌گیرند قرآن را به کنسولگری ایران درعراق برگردانند که دردوران خفقان آن زمان کاری بس دشوار بوده و نیازبه جسارت و شجاعت زیادی داشته است.

ایشان به همراه نه نفر از دوستان قرآن را به کنسولگری وقت برده و آن را روی میز سر کنسول می گذارند و می گویند: طلاب این قرآن را نمی خواهند.

سرکنسول در جمله‌ای می‌گوید: طلاب قرآن را نمی‌خواهند، باشد، برایشان تورات می‌ فرستیم! آیة‌‌الله قدیری(ره) در جواب می‌فرمایند: ما قرآن را می‌خواهیم، ما قرآن آریا مهر را نمی‌خواهیم ، تورات برای شماست،برای ما می فرستید؟

ایشان می‌فرمودند: امام(ره) برای هرکس به اندازه حد و فائده‌ای که برای اسلام داشت احترام قائل بودند. به همین جهت در ابتدا ورود بعضی، برای احترام با سراشاره می فرمودند و برای بعضی دیگر نیم خیر می‌شدند و اگر به تمام قد برای شخصی و یا گروهی‌ می‌‌‌ایستادند معلوم می‌شد فائده او و یا آن اشخاص برای اسلام زیاد است.

ایشان می‌فرمودند: قرآن آریا مهر را به کنسولگری دادیم و به محضر امام(ره) آمدیم در ابتدای ورود امام(ره) که از این کار بسیار خوشحال شده بودند، تمام قد جلوی ما ایستادند و تجلیل فرمودند.

 

عکسی تاریخی از نجف اشرف

                                                                                 

این عکس  یادآور اولین روز شروع درس امام خمینی(ره) بعد از تبعید به ترکیه در نجف اشرف است،

ایشان می‌فرمودند: این عکس را برای امام فرستاده بودند امام(ره) پشت این عکس با خط مبارک نوشته بودندکه" آنچه ما داریم از خداست و همه را باید در راه خدا بدهیم".

در طول حدود سیزده،چهارده سال در نجف خدمت امام(ره) بودن این تنها عکسی است که به یادگار مانده است و بعد از انقلاب نیز امام(ره) بعد از ورود به ایران در قم برای سرزدن به شاگردشان که طبق تصریح خودشان به او علاقمند بودند به منزل آیة‌‌الله قدیری تشریف آوردند ولی با وجود این ارتباط تصویری از آن در دست نیست.

اینها همه حاکی از این است شاگرد امام(ره) همان مشی و روش امام(ره) را در خدا محور بودن درپیش می‌گیرند و تا آخر عمر به همین روش سپری می‌کنند که حقیقتاً عاش سعیداً و مات سعیداً.

آیة‌الله قدیری برای رفتن به سفر حج آماده شده بودند و قرار بود که از پاویون فرودگاه مهرآباد عازم سفر حج شوند اما بعلت تخریب جلو منزل وسیله برای انتقال ایشان به فرودگاه مهیا نبود با کمال سادگی فرمودند: ساک مرا تا محل ایستادن ماشینهای عمومی بیاور و بعد با همان سادگی با اتوبوس به تهران رفتند تا از پاویون فرودگاه به سفر حج مشرف شوند.

اینها همه نبودن در قید و بند دنیا را می‌رساند، آری ایشان واقعاً باور کرده بودند که همه چیز ما از خداست و همه چیز را باید در راه خدا بدهیم.

مدتی بود که به علت کسالت درهیچ جلسه‌ای با حضرت آیة‌‌الله خامنه‌ای مدظله العالی شرکت نکرده بودند، به ایشان عرض کردم که آقا جلسه دارند شرکت در جلسه برای شما خوب است. از من سئوال کردند در این جلسه بخصوص چه ضرورتی دارد که شرکت کنم؟ عرض کردم همه آقایان هستند شما هم شرکت داشته باشید که کسی نگوید که فلانی نیامده است!

فرمودند: عجب قصد قربت برایم درست می‌‌کنی! یعنی حتی برای شرکت در این گونه جلسات نیز قصد قربت می‌کردند و از عملکرد ایشان نیز مشهود بود که به فکر رضایت الهی است نه رضایت بنده خدا.

آنان که همه چیزشان را از خدا می‌دانند، عزم برای تقرب الهی تمام وجودشان را می‌گیرد، و نامی ماندگار ازخود به جا می‌گذارند و آنان که در کوچه و پس کوچه‌های گذر زمان خود را گم می کنند و به این دنیای فانی دل می سپارند دنیا و آخرت را از دست می دهند.

آری امام خمینی(ره) درس درست زیستن را دقیق و درست به شاگردان واقعی خویش داده بودند و آنان نیز با عمل به این نسخه حیات بخش که بر گرفته ازمتن اسلام ناب محمدی(ص) بود، به او اقتدا نموده و سعادت دارین را برای خویش خریدند.

 

فعالیت‌های سیاسی قبل و بعد از انقلاب در ایران

قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی از نجف به قم عزیمت نموده، و به مبارزه علیه رژیم منحوس پهلوی مبادرت می‌نمایند و با سخنرانی های شجاعانه خویش در دوران خفقان رژیم شاه خائن سعی می‌کنند که چهره واقعی حکومت وقت را به مردم نشان داده و باعث وحدت بین آحاد مردم شوند،از یادها نمی‌رود که پس یکی از سخنرانی‌ها مأموران شاه قصد دستگیری ایشان را می‌کنند که با دخالت مردم موفق به این امر نمی‌شوند.

 با پیروزی انقلاب اسلامی با حکم امام خمینی(ره) به سمت امامت جمعه بخش رویدشت اصفهان منصوب می‌شوند.ایشان مرکز فعالیتهای خویش را در این بخش در روستای کفران(بفتح کاف) که وطن اباء و اجداد ایشان نیز محسوب می گشت ، قرار می دهند و به تبلیغ و ترویج خط ولایت و اسلام ناب محمدی (ص) در این منطقه می پردازند و به سبب تلاش ایشان و سایر علما در این منطقه در ایجاد فرهنگ دینی، از این روستا و مناطق دیگر شهدای زیادی تقدیم اسلام و انقلاب میشود .  ایشان قبل و بعد از انقلاب در این محل به حل مشکلات مردم و فعالیتهای عمرانی از قبیل ساخت مسجد و حسینیه و حمام عمومی مبادرت می‌نمایند و اکنون نام نیکوی وی بر سر زبانها در آن محل نتیجه تلاش‌ های خالصانه آن عالم بزرگوار است.

آیت الله قدیری علاوه بر مراتب علمی عالی سالیان طولانی در نجف و اصفهان اهل منبر و ذکر مصیبت سید الشهداء حضرت ابا عبد الله الحسین و اهل بیت(علیهم السلام) بودند، به نحویی که شیرینی منبرها و ذکر مصیبتها و نمازجمعه‌های آن فقیه پرهیزگار هنوز درکام مردمی که جلسات ایشان را درک ‌کردنده اند مانده است.

باحکم مقام معظم رهبری حضرت آیة‌‌الله خامنه‌ای مدظله‌العالی به عضویت فقهای شورای نگهبان منصوب می‌شوند و به تلاش بی‌دریغ برای تطبیق قوانین مصوب جمهوری اسلامی ایران با مبانی دین اسلام می‌پردازند.

حضور در دفتر مقام معظم رهبری و تأیید ایشان تا آخر عمر و برخورد با بدخواهان از افتخارات دوران عمر پربرکت ایشان است، چنانچه در نامه ای می نویسند: مرجعیت شأنیِّه آیت الله خامنه ای با حجت شرعیه اثبات شده است ودر خصوص مرجعیت فعلیِِّه، بکوری چشم کسانی که راضی به تقدیر الهی نیستند امروز بزرگترین مرجع شیعه ایشانند و امیدواریم خداوند روز به روز بر عزت ایشان که عزت اسلام و تشیع است بیفزاید.

 

حضور در مراسم حج

به عنوان بازوی توانای علمی در بعثه امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری سالیان زیادی حضور فعال داشتند و مشکلات علمی را با سعه صدر فراوان پاسخ می‌گفتند. صحنه با شکوه جمع طلاب و فضلایی که برگرد ایشان در منی و مسجد‌الحرام حلقه می‌زدند و مشکلات علمی را با وی حل می‌کردند،از یادها نمی‌رود. به لحاظ موقعیت علمی، سئوال کنندگان از محضرایشان با اطمینان خاطر می‌رفتند و به اعمال خویش می‌پرداختند.

مکرر شنیده‌ایم که مراجعه کنندگان می‌گفتند که وقتی از محضر ایشان سئوالی می پرسیم، خیالمان راحت می‌‌شود و یقین داریم که پاسخ ایشان صحیح است.

 

غروب غم انگیز

پس ازسالها تلاش و مجاهدت خالصانه در راه خدا و تحمل رنجهای بی‌شمار در راه اسلام و انقلاب بالاخره در شب جمعه غمبار 16شوال1429(هـ.ق) مصادف با 25/7/1387 (هـ.ش) روح ملکوتی آن فقیه پرهیزگار به خدا پیوست و قلب‌های علاقمندان را محزون خویش ساخت.

خداوند او را با ائمه اطهار(علیهم ‌السلام) خصوصاً سید‌الشهداء و شهدای کربلا محشور بفرماید و ما را عامل به دستورات اسلام که دغدغه آن عزیز بود قرار دهد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

محمد رضا قدیری




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.