تبلیغات
حضرت آیة الله محمد حسن قدیری(رضوان الله علیه ) - تحلیلی درباره حج (فصل دوم )

تحلیلی درباره حج (فصل دوم )

تاریخ:سه شنبه 11 آذر 1393-04:37 ب.ظ

بسمه تعالی


 

مقاله دوم-تحلیلی درباره ماههای حج و بعض مسائل عمره

در مقاله قبل اشاره شد که ماه شوال و ذی القعده و ذی الحجه را اشهر حج یعنی ماههای حج نامیده اند و علت آن این است که احرام برای حج در غیر این ماهها صحیح نیست و نیز وقت قسمتی از اعمال حج تمتع که عمره تمتع است از اول ماه شوال شروع میشود و وقت بعض اعمال حج مثل طواف حج و سعی آن تا آخر ذی الحجه ادامه دارد . بنابراین مجموع این سه ماه وقت مجموع اعمال حج تمتع است بطوری که اگر عمره تمتع قبل از ماه شوال بجا آورده شود صحیح نیست و تاخیر اعمال حج از آخر ذیحجه جایز نیست . و لذا این ماهها را ماههای حج نامیده اند و البته در توضیح آنچه گفتیم ناگفته نماند که یکی از فرقهائی که عمره تمتع و عمره مفرده و همچنین حج تمتع و حج افراد دارد این است که عمره تمتع بدون حج تمتع ممکن نیست ، چنانچه حج تمتع بدون عمره تمتع معنی ندارد ، بخلاف عمره مفرده که بدون حج واقع میشود ، و حج افراد نیز بدون عمره امکان دارد و آنچه ذکر شد بلحاظ مجموع اعمال عمره تمتع و حج تمتع است که چون از یکدیگر جدا نمی شود مجموعا یک عمل بشمار میروند و وقت آن از اول شوال تا آخر ذیحجه است ، اگر چه بعض اعمال آن وقت مخصوص دارد مثل اینکه وقت عمره تمتع به تنگ شدن وقت برای وقوف بعرفات منتهی میشود و وقت وقوفین و اعمال منی از ظهر عرفه شروع و به آخر ایام تشریق( که روز یازدهم و دوازدهم و سیزدهم است ) ختم میشود . در این مقاله پیرامون ماههای حج و بعض مسائل عمره بحث می کنیم .

ماههای حج

کلمات اصحاب رضوان الله تعالی علیهم در این مسئله مختلف و اقوالی از ایشان نقل شده است :

اول- ماههای حج از اول شوال تا آخر ماه ذی الحجه است و این قول مرحوم محقق در شرایع و مرحوم شیخ در نهایه است و صاحب مدارک از مرحوم صدوق همین قول را نقل نموده است .

دوم- ماههای حج دو ماه شوال و ذی القعده و ده روز اول ذی الحجه است که صاحب جواهر این قول را از جماعتی نقل نموده است .

سوم- ماههای حج دو ماه مذکور و هشت روز اول ذی الحجه است و این قول از مرحوم ابن زهره منقول است .

چهارم- ماههای حج دو ماه و نه روز و شب عید است تا طلوع فجر روز عید که از مبسوط و خلاف نقل شده است.

پنجم- ماههای حج دو ماه و نه روز و شب عید تا طلوع آفتاب روز عید است و این قول از ابن ادریس حکایت شده است . و قول صحیح همان قول اول است که ماههای حج سه ماه تمام است ، و دلیل مطلب از قرآن مجید " الحج اشهر معلومات " حج ماههای معلوم است ، اشهر جمع شهر است یعنی ماه و ظاهر شهر تمام آن است که همان قول اول میباشد و از اخبار وارده از معصومین علیهم السلام در این باب روایات بسیاری است :

1- صحیح معاویه بن عمار عن ابی عبد الله علیه السلام قال : " إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَقُولُ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلٰا رَفَثَ وَ لٰا فُسُوقَ وَ لٰا جِدٰالَ فِی الْحَجِّ وَ هِیَ شَوَّالٌ وَ ذُو الْقَعْدَةِ وَ ذُو الْحِجَّةِ ". معاویة بن عمار از حضرت صادق(ع) در تفسیر آیه شریفه روایت کرده که حضرت فرمودند این ماهها شوال و ذوالقعده و ذوالحجه هستند و این همان قول اول است .

2-روایت دیگر معاویة بن عمار عن ابی عبدالله (ع) :" فی قول الله تعالی : الحج اشهر معلومات فمن فرض فیهن الحج ...." وَ الْفَرْضُ التَّلْبِیَةُ وَ الْإِشْعَارُ وَ التَّقْلِیدُ فَأَیَّ ذَلِكَ فَعَلَ فَقَدْ فَرَضَ الْحَجَّ وَ لَا یَفْرِضُ الْحَجَّ إِلَّا فِی هَذِهِ الشُّهُورِ الَّتِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ وَ هُوَ شَوَّالٌ وَ ذُو الْقَعْدَةِ وَ ذُو الْحِجَّةِ. یعنی معاویه در تفسیر آیه مبارکه از حضرت صادق روایت کرده که مراد از فرض در آیه تلبیه و اشعار و تقلید است که شروع حج به آنها است ودر بیان اشهر معلومات فرمودند آنها ماههای شوال و ذوالقعده و ذوالحجه هستند که همان قول اول است.

3-خبر زراره عن ابی جعفر (ع) قال :الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ شَوَّالٌ وَ ذُو الْقَعْدَةِ وَ ذُو الْحِجَّةِ لَیْسَ لِأَحَدٍ أَنْ یَحُجَّ فِیمَا سِوَاهُنَّ. زراره از حضرت باقر نقل میکند که حج ماههای معلوم است (شوال و ذوالقعده و ذوالحجه) و کسی نمیتواند برای حج محرم شود مگر در این ماهها .

4- در موثقه سماعه هست که : " ان اشهر الحج شوال و ذوالقعده و ذوالحجه " و گرچه اصحاب بین اقوال ذکر شده اختلاف کرده اند لکن ظاهر این است که این اختلاف معنوی نیست و اثری ندارد و مجرد اختلاف لفظی است زیرا در وقت احرام چه برای عمره و چه برای حج و در وقت اعمال حج و عمره اختلافی بین علماء نیست .

بعض مسائل عمره

1-چنانچه حج گاهی واجب است و گاهی مستحب ، عمره هم گاهی واجب است گاهی مستحب ، اما استحباب عمره فی الجمله از ضروریات فقه است و از اخبار هم استفاده می شود مثل صحیحه زراره قال : "قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع الَّذِی یَلِی الْحَجَّ فِی الْفَضْلِ قَالَ الْعُمْرَةُ الْمُفْرَدَةُ ...." یعنی زراره گفت از حضرت باقر (ع) سئوال کردم از چیزی که در فضیلت در درجه بعد از حج است ، فرمود : عمره مفرده .

و اما وجوب عمره مانند حج فی الجمله نیز بدون اشکال در فقه ثابت است و اخبار زیادی بر آن دلالت میکند مثل صحیحه زراره عن ابی جعفر (ع) قال : " الْعُمْرَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى الْخَلْقِ بِمَنْزِلَةِ الْحَجِّ عَلَى مَنِ اسْتَطَاعَ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَقُولُ: وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ " زراره از حضرت باقر (ع) نقل میکند که فرمود : عمره بر مردم واجب است مثل حج ، زیرا خداوند میفرماید حج و عمره را برای خدا به پایان برسانید .

و مثل صحیحه معاویه بن عمار عن ابی عبدالله (ع) قال : " الْعُمْرَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى الْخَلْقِ بِمَنْزِلَةِ الْحَجِّ- عَلَى مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ ". معاویه بن عمار از حضرت صادق نقل می کند که فرمود عمره برمردم واجب است مانند حج برکسی که استطاعت پیدا کند ، زیرا خداوند میفرماید : حج و عمره را برای خدا به پایان آورید .و روایات دیگری هم دلالت بر وجوب دارد .

2-از صحیحه معاویه بن عمار که در مسئله قبل نقل شد و غیر آن از روایات دیگر استفاده میشود که شرط وجوب عمره استطاعت است و نیز ظاهر آنها این است که اگر شخص برای عمره استطاعت داشته باشد واجب است عمره بجا آورد هر چند برای حج استطاعت نداشته باشد و این مطلب موجب شده است که بعض علماء فتوی داده اند اگر کسی از طرف دیگری به نیابت برای حج برود چون در آنجا خودش برای عمره مستطیع میشود واجب است بعد از حج نیابی یک عمره مفرده هم برای خودش بجا آورد و فرموده اند : ظاهر اخباری که دلالت بر وجوب عمره میکند همین است و نیز فرموده اند از روایاتی که دلالت میکند بر اجزاء و کفایت عمره تمتع از عمره مفرده ، استفاده میشود که وظیفه اولی عمره مفرده است و عمره تمتع کفایت از آن میکند ، پس معلوم میشود هر شخص که مستطیع برای عمره مفرده باشد باید برای انجام آن بمکه برود هر چند مستطیع برای حج نباشد و این روایات را در مسئله بعد نقل میکنیم ولی نسبت به مشهور از علماء داده شده که بر کسانی که در صورت استطاعت برای حج وظیفه آنها حج تمتع است آنها را " نائی " می گویند ( یعنی اشخاصی که از مسجد الحرام دور هستند مثل ما ایرانیها ) اگر برای عمره فقط مستطیع شوند بر آنها انجام عمره واجب نیست .

مرحوم سید طباطبائی در عروة الوثقی فرموده اند :" هل تجب على من وظیفته حجّ التمتّع إذا استطاع لها و لم یكن مستطیعاً للحجّ؟ المشهور عدمه، بل أرسله بعضهم إرسال المسلّمات و هو الأقوى....". یعنی آیا بر کسی که وظیفه اش حج تمتع است (نائی) اگر مستطیع برای عمره شد و مستطیع برای حج نبود عمره واجب است ؟ مشهور این است که واجب نیست بلکه بعضی آنرا مسلم دانسته اند و اقوی عدم وجوب است .

و از کلمات فقهای عظام مثل مرحوم شهید ثانی و صاحب جواهر و غیر آنها استفاده میشود که عمره مفرده وظیفه کسی است که حاضر مسجد الحرام باشد و بر دیگران عمره مفرده واجب نیست و وظیفه آنها عمره تمتع است و چون عمره تمتع از حج جدا نیست طبعا کسی که برای عمره تمتع استطاعت پیدا کند استطاعت برای حج تمتع هم دارد ، در نتیجه کسانی مثل ما که از مکه دور هستیم اگر برای عمره مفرده استطاعت پیداکنیم و برای حج مستطیع نباشیم عمره واجب نیست و فقط در صورتی عمره واجب است که استطاعت برای حج و عمره داشته باشیم بخلاف کسانی که نزدیک مسجد الحرام هستند و آنها در صورت استطاعت برای عمره مفرده باید عمره مفرده بجا آورند هر چند برای حج مستطیع نباشند.

و اقوی همان است که مرحوم سید و شهید و صاحب جواهر فرموده اند که بر اشخاص دور از مکه عمره مفرده واجب نیست و واجب آنها با وجود استطاعت ، عمره تمتع است و کافی است در دلیل بر مسئله اصل برائت از وجوب عمره مفرده بر نائی ، زیرا در ادله وجوب عمره اطلاقی نیست که اثبات وجوب عمره مفرده بر هرکس که استطاعت بر آن پیدا کرد بنماید . و نهایت چیزی که از آن ادله بتمام اقسامش اثبات می شود وجوب عمره است بر مستطیع به آن و اما اینکه این عمره مفرده است یا تمتع ، ادله ساکت از آن است و روایاتی که به لسان اجزاء عمره تمتع وارد شده اثبات وجوب عمره مفرده نمی کند چون لسان اجزاء اعم است از اینکه واجب عمره تمتع بوده یا عمره مفرده ، بنابراین اصل اقتضای عدم وجوب عمره مفرده می کند مگر در مورد متیقن و آن نسبت به کسانی است که نائی نیستند و حاضر مسجد الحرام هستند و نسبت به اشخاص نائی و دور از مسجد الحرام عمره تمتع واجب است که منفک از حج تمتع نیست و استطاعت بر عمره تمتع همان استطاعت بر حج تمتع است ، بنابراین کسانی که استطاعت حج ندارند و از جاهای دور به نیابت از دیگری به حج می روند بر آنها انجام عمره مفرده واجب نیست هرچند استطاعت عمره داشته باشند .

3-در مسئله قبل گفته شد که وظیفه اشخاص دور از مکه (نائی) عمره تمتع است واشخاص نزدیک عمره مفرده است ، این سئوال پیش می آید که میزان دوری و نزدیکی چیست و حد بعد چه مقدار است ؟

مرحوم سید در عروة الوثقی فرموده اند : و حدّ البُعد ثمانیة و أربعون میلًا من كلّ جانب على المشهور ، الأقوى، لصحیحة زرارة عن أبی جعفر علیه السلام: قلت له قول اللّه- عزّ و جلّ- فی كتابه: «ذلك لمن لم یكن أهله حاضری المسجد الحرام» فقال علیه السلام: «یعنی أهل مكّة لیس علیهم متعة، كلّ من كان أهله دون ثمانیة و أربعین میلًا ذات عرق و عسفان كما یدور حول مكّة، فهو ممّن دخل فی هذه الآیة، و كلّ من كان أهله وراء ذلك فعلیه المتعة» بنابراین حد بعد 48 میل از هر طرف (16 فرسخ) بنابر مشهور به دلیل روایت صحیحه زراره در تفسیر آیه مبارکه . و اقوال دیگرهم در مسئله هست که در کتب مفصله ذکر نموده اند و صحیحه زراره برای اثبات قول مشهور و رد سایر اقوال کافی است و نیازی به بیان آن اقوال و ادله آنها و ردشان نیست.

4-همانطور که قبلا اشاره شد عمره تمتع از عمره مفرده کفایت می کند و خلافی در مسئله نیست و دلیل آن اخباری است که در مقام وارد شده مثل صحیح حلبی عن ابی عبدالله(ع) : إِذَا تَمَتَّعَ الرَّجُلُ بالْعُمْرَةِ فَقَدْ قَضَى مَا عَلَیْهِ مِنْ فَرِیضَةِ الْعُمْرَةِ." یعنی اگر کسی عمره تمتع بجا آورد عمره واجب خود را انجام داده است .

و مثل صحیح معاویه بن عمار ابی عبد الله (ع) قال : "الْعُمْرَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى الْخَلْقِ بِمَنْزِلَةِ الْحَجِّ عَلَى مَنِ اسْتَطَاعَ " ".... قَالَ قُلْتُ: لَهُ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ أَ یُجْزِئُ ذَلِكَ عَنْهُ قَالَ نَعَمْ.

یعنی عمره بر مردم واجب است مثل حج بر هر کس استطاعت پیدا کرد ...... معاویة بن عمار گفت از حضرت صادق (ع) سئوال کردم کسی که عمره تمتع بجا آورد کفایت می کند فرمود : بلی و روایات دیگری که در این باب دلالت بر مطلب می کند ، و در مسئله قبل گفتیم که هرچند بعضی از این روایات بلسان اجزاء وارد شده مثل صحیح معاویه لکن این لسان اعم است از اینکه واجب اولی عمره مفرده باشد بلکه با اینکه واجب عمره تمتع باشد هم کمال ملایمت را دارد .

5- چنانکه گفته شد عمره بحسب اصل بر همه اشخاصی که استطاعت برآن پیدا کردند واجب است منتهی بر اشخاصی که دور هستند عمره تمتع که منفک از حج تمتع نیست ، واجب است و بر حاضر مسجد الحرام عمره مفرده واجب است، فقهاء عظام اقسام دیگری هم برای عمره واجب فرموده اند : مرحوم سید طباطبائی در عروة الوثقی فرموده است : قد تجب العمرة بالنذر و الحلف و العهد و الشرط فی ضمن العقد و الاجاره ..... و مرحوم محقق در شرایع فرموده است : و قد تجب بالنذر وما فی معناه و الاستیجار " و بعض فقهاء دیگر هم همین تعبیرات را فرموده اند و نظیر این بیان را در نمازهای نافله و روزه های مستحبی فرموده اند که ممکن است به نذر نماز نافله یا روزه استحبابی واجب شود و در آن باب این نتیجه را گرفته اند که اگر گفتیم تطوع لمن علیه الفریضه جایز نیست چنانکه در روزه قائل هستیم که تا ذمه شخص مشغول به روزه واجب است روزه مستحبی نمیتواند بگیرد ، لکن ممکن است با نذر تطوع مبدل به فریضه شود و روزه بر شخص واجب شود . پس اگر ذمه انسان مشغول به روزه واجب باشد می تواند روزه دیگری که نذر کرده را بگیرد و این تطوع نیست بلکه اتیان به فریضه است . لکن حق موافق تحقیق چنانکه افتخار محققین و نور چشم مدققین امام بزرگوار و رهبر عالیقدر حضرت آیة الله العظمی الخمینی روحی له الفدا افاده فرموده اند : " هیچ حکمی از عنوان موضوع خودش سرایت به موضوع دیگری نمی کند و معقول نیست حکم از عنوان موضوعش به غیر آن عنوان تعدی کند ". و موضوع استحباب ، نماز یا روزه یا عمره است و موضوع وجوب در نذر وفاء به نذر است و حکم وجوب از عنوان موضوعش که وفاء به نذر است سرایت به موضوع دیگر مثل نماز یا روزه یا عمره نمیکند بنابراین در مورد نذر روزه دو حکم است و دو موضوع : حکم اول استحباب و موضوع آن روزه و حکو دوم وجوب و موضوع آن وفاء به نذر است ، پس روزه هنوز به استحباب و تطوع باقی است ، و چون تطوع لمن علیه الفریضه در صوم جایز نیست پس کسی که روزه واجب بر ذمه دارد با نذر هم نمی تواند روزه مستحبی بگیرد . و همچنین در مسئله ما با نذر عمره واجب نمی شود بلکه عمره بحکم اولی خود باقی است و موضوع وجوب در نذر وفاء به نذر است و همچنین در عهد و یمین و استیجار احکام متعدد و موضوعات مختلفه هستند . و باز مرحوم سید طباطبائی در عروة الوثقی فرموده اند :" و تجب ایضا لدخول مکة...." یعنی یکی از موارد وجوب عمره موردی است که شخص بخواهد داخل مکه شود .البته نه به این معنی که عمره واجب است بلکه به این معنی که چون دخول به مکه بدون احرام جایز نیست ، احرام واجب است و چون از احرام خارج نمی شود مگر با انجام اعمال عمره برای خروج از احرام باید عمره بجا آورد. و دلیل مسئله صحیحه محمد بن مسلم است قال: سئلت ابا جعفر (ع) " هل یدخل الرجل مکه بلا احرام قال (ع) لا ...." یعنی محمد بن مسلم گفت از حضرت باقر سئوال کردم آیا شخص می تواند بدون احرام داخل مکه شود فرمود نه .... و بعض روایات دیگر است که دلالت براین مسئله دارد.

6- گرچه عمره واجبه مثل حج واجب یک بار در عمر بیشتر نیست ، زیرا امتثال امر به طبیعتی به ایجاد یک مصداق از آن طبیعت حاصل میشود ، لکن مستحب است تکرارحج و روایات صریحا دلالت برآن میکند مثل صحیحه معاویة بن عمار عن ابی عبدالله (ع) قال :" اعتمر رسول الله (ص) ثلاث عمر متفرقات ..." که نقل سه عمره است از فعل پیغمبر اکرم و این مطلب خالی از اشکال است و اشکال در این است که آیا بین دو عمره فاصله ای معتبر است یا نه و بر فرض اعتبار مقدار فاصله چقدر است ؟ علماء در این مسئله اختلاف نموده اند و مرحوم سید در عروه میفرماید : " والاقوی عدم اعتبار الفصل " و مرحوم شهید اول میفرماید یک ماه باید بین دو عمره فاصله باشد و مرحوم محقق فرموده است فصل ده روز است . به بعضی از علماء نسبت داده شده که فصل را یکسال میدانند و منشاء اختلاف روایاتی است که در مقام رسیده است و اخبار به چند طایفه تقسیم میشوند: اول- اخباری که دلالت می کند بر اعتبار فصل به یکسال مثل صحیح حلبی عن ابی عبدالله ثم قال : " العمرة فی کل سنة مرة " و صحیح زراره عن ابی جعفر قال: "لایکون عمرتان فی سنة".

دوم- اخباری که دلالت بر اعتبار فصل به یک ماه می کنند : مثل صحیح عبدالرحمان بن الحجاج عن ابی عبدالله(ع) فی کتاب علی (ع) "فی کل شهر عمرة" و موثقه یونس بن یعقوب قال: سمعت اباعبدالله کان یقول :" فی کل شهر عمرة " و بعض روایات دیگر .

سوم- اخباری که دلالت بر اعتبار فصل تا ده روز میکند مثل خبر علی ابن ابی حمزه از حضرت موسی بن جعفر که در ضمن آن از حضرت نقل میکند " و لکل شهر عمرة فقلت یکون اقل ؟ فقال : فی کل عشرة ایام " . ولی این اختلاف بین اخبار مرتفع است به اینکه اخبار دسته سوم که دلالت بر فصل ده روز میکند از جهت سند ضعیف است. و اخبار دسته اول که دلالت بر فصل یکسال می کند نزد اصحاب رضوان الله تعالی علیهم معمول نیست . بنابراین اخبار دسته دوم که دلالت بر فصل تا یکماه میکند بدون معارض باقی می ماند ، ولی دلالت این اخبار بر اعتبار فصل چندان واضح نیست ،چون تعبیر فی کل شهر عمره یا لکل شهر عمره ممکن است در مقام این باشد که بیش از یک ماه نباید بین دو عمره فاصله انداخت و هر ماهه باید عمره بجا آورد که البته حمل بر مراتب فصل و استحباب می شود و در مقام این نیست که در کمتر از یک ماه نباید بجا آورد و اگر احتمال اول ظاهر نباشد لااقل دو احتمال هست بنابراین به اطلاقات استحباب عمره تمسک می کنیم پس اقوی چنانکه صاحب عروه فرموده اند عدم اعتبار فصل است اگرچه احوط در فصل کمتر از یک ماه اتیان عمره است به قصد رجاء چنانچه حضرت امام در تعلیقه فرموده اند .

والحمد لله رب العالمین

محمد حسن قدیری 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.