تبلیغات
حضرت آیة الله محمد حسن قدیری(رضوان الله علیه ) - مطالب آذر 1396

ایراد بر جزوه حکومت مردمی و قانون اساسی (1)

تاریخ:سه شنبه 21 آذر 1396-08:41 ق.ظ



ایراد حضرت آیة الله قدیری بر جزوه حکومت مردمی و قانون اساسی آقای منتظری

در تاریخ22/11/1378 آقای منتظری جزوه ای تحت عنوان حکومت مردمی و قانون اساسی منتشر و در این جزوه شبهاتی در خصوص قانون اساسی و اصل ولایت فقیه، انتصاب یا انتخاب ولی فقیه و نبودن ولایت او و چگونگی ایجاد و هماهنگی بین دو منصب رهبری و مرجعیت مطرح می کند .

بتاریخ شعبان المعظم 1421 هجری قمریحضرت آیت الله قدیری (قدس سره) به رد علمی این شبهات می پردازند که با حذف اضافات ، خلاصه شبهات و جواب حضرت آیت الله قدیری (ره) به همراه توضیح برخی عبارات را در این نوشته آورده شده است. اگرچه این جزوه در سال 78 منتشر شده است ولیکن امروزه نیز بعضی برای رسیدن به اهداف سوء خویش به این شبهات متمسک می شوند و در صددند اذهان را نسبت به مبانی حضرت امام خمینی(ره) که در نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی متجلی شد ، بدبین کنند . لذا لازم بود در این مختصر به این موضوع مهم پرداخته شود تا پژوهشگران و مردم فهیم و بصیر ایران اسلامی با جوابهای آن فقیه وارسته که البته دفاع از نظرات امام خمینی (ره) است ، آشنا شوند .

آقای منتظری در ابتدای این جزوه می نویسد : هیچگاه ابراز نظرات خیرخواهانه از طرف اینجانب به دلیل آن که پیوسته در متن مسائل کشور بوده ام گناه محسوب نمی شود .

حضرت آیت الله قدیری در ذیل کلمه دلیل در این عبارت می نویسند :این دلیل تمام نیست .

توضیح اینکه بودن در متن مسائل کشور مجوز برای ایجاد شبهه در اصل نظام نمی شود در صورتی که علماء و مراجع عظام حفظ نظام را واجب می دانند، و لذا فرمودند این دلیل تمام نیست . .

در ادامه جزوه آمده است :در رابطه با حکومت ظاهری در این جا مطالبی فهرست وار عرضه می گردد : 1- مسئله مورد نظر این است که تحقق و خارجیت حاکمیت پیامبر (ص) و امیر المومنین و همچنین فقیه در عصر غیبت به انتخاب مردم و پذیرش آنان وابسته بوده و میباشد .

حضرت آیت الله قدیری در ذیل کلمه تحقق در این عبارت می نویسند : چنین نیست اینها حجت خدا هستند هر چند مردم نخواهندانا حجة الله .

توضیح اینکه انا حجة الله اشاره است به روایاتی که از معصومین رسیده و فرموده اند انا حجة الله ، مخصوصا در روایتی از امام زمان(عج) که فرموده اند : و اما الحوادث الواقعه فرجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم .در حوادثی که پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه کنید زیرا آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر ایشانم . به این معنا که اگرچه مردم نخواهند اطاعت ولی فقیه واجب است .

ادامه جزوه : تا زمانی که پیامبر در مکه بودند شرایط حکومت و فرمانروائی برای ایشان فراهم نشد ولی در اجتماعی که هفتاد و سه نفر از بزرگان مدینه در ایام حج در عقبه ثانیه با ایشان داشتندپس از قرائت آیاتی از قرآن کریم و دعوت به اسلام فرمودند : من با شما بیعت می کنم تا همان گونه که از زنان و فرزندان خود دفاع می کنید از من نیز دفاع کنید . پس براء بن معروردست آن حضرت را گرفت و گفت: قسم به خدائی که شما را برانگیخت ما در برابر هرچه از خانواده خود دفاع می کنیم از شما نیز دفاع می کنیمبا ما بیعت کنای رسول خدا که به خدا ما فرزندان جنگ و صلح می باشیم . پس آنان با حضرت بیعت کردند و به در خواست حضرت از میان خود دوازده رئیس و نماینده معین نمودند تا بین پیامبر (ص) و آنان رابط و ناظر به رفتار آنان باشند.این بیعتزمینه حکومت مردمی آن حضرت را در مدینه فراهم ساختو در حقیقت یک قرارداد اجتماعی بین آن حضرت و مردم مدینه منعقد گردید. البته یک حکومت ساده خدا پسند نه یک حکومت پر تشریفات کمرشکن از سنخ حکومتهای رایج آن زمان .

حضرت آیت الله قدیری: فکر می کنید قبل از این بیعت دفاع از حضرت و زن و فرزند ایشان واجب نبود؟ از همین نکته معلوم می شود که بیعت برای تحصیل قدرت بر انجام وظیفه حاکمیت است نه تحصیل شرط جعلی حاکمیت .

ادامه جزوه: پس از ورود آن حضرت به مدینه نیز قراردادهایی مبنی بر زندگی مسالمت آمیز با یهود مدینه و رعایت حقوق آنان بسته شد و هنگامی که آن حضرت مکه مکرمه را فتح نمودند با مردان مکه بیعت کردند سپس زنان مکه نیز تقاضای بیعت نمودند که آن حضرت قدحی از آب خواستند و دست خویش را در آن فرو بردند و فرمودند شما زنان دستهایتان را در این آب فرو برید و بدین وسیله با زنها نیز بیعت کردند .

حضرت آیت الله قدیری : اگر حضرت قبل از بیعت حاکم نبودند چگونه مکه را فتح کردند و چرا این کار را کردند؟ آیا بیعت گرفتن با زور هم قرارداد نافذ است.

ادامه جزوه : در سوره فتح و ممتحنه از قرآن کریم نیز بیعت با پیامبر اکرم(ص) مطرح شده است و بالاخره حکومت ظاهری و فرمانروائی پیامبر (ص) بر مردم بر اساس با آنان تثبیت شد ، زیرا در آن زمان بیعت معمولاً برای تثبیت حکومت و وفاداری نسبت به آن انجام می شد و نشانه یک قرارداد اجتماعی بود . کلمه بیعت از ریشه بیع است و از یک قرارداد دو طرفه لازم الاجراء حکایت می کند.

حضرت آیت الله قدیری: انکار حاکمیت قبل از بیعت انکار ضروری است .

توضیح اینکه درجای خود ولایت پیامبر(ص) با دلائل محکم اثبات شده است ولی بر اساس آنچه نویسنده جزوه نوشته است ، اگر بیعت و قرارداد دو طرفه لازم الاجراء مردم با پیامبر منشاء حاکم بودن پیامبر (ص) باشد، در قرارداد شروطی معتبر است و هیچ کس قرارداد با زور را قرارداد نمی داند. بنابراین باید گفت یا پیامبر(ص) بر اساس ولایت خویش مکه را فتح کردند یا اینکه باید به راههای دیگری متوسل شد که ممکن است به مسیر خطرناکی منتهی شود .

ادامه جزوه :2- در رابطه با حکومت حضرت علی (ع)نیزهر چند پیامبر (ص) آن حضرت را در مراحل مختلف به عنوان خلیفه و جانشین خود معین فرمودند ولی پس از رحلت رسول خدا (ص) متاسفانه سفارشات آن حضرت را نادیده گرفتند و عملاً دیگران متصدی حکومت گشتند ، لیکن پس از قتل عثمان طبقات مختلف مردم به سوی آن حضرت شتافتند و به اختیار خود مشتاقانه و با شوق و شعف بسیار با آن حضرت بیعت کردند و حاکمیت آن حضرت را پذیرفتند. در این رابطه بجاست به خطبه های نهج البلاغه، بویژه به خطبه های، 3 ،8، 34 ،137،172 ، 218 و229ونامه های 6 و 54 مراجعه شود . آن حضرت در احتجاجات خود بر طلحه و زبیر و معاویه و امثال آنان به بیعت مردم با او احتجاج می کردند .و شیخ مفید (ره) در کتاب ارشاد - ص116- نقل می کند که حضرت امیرالمومنین (ع) فرمودند : ای مردم شما با من بیعت کردید بر آنچه با افراد پیش از من بیعت کردید و پیش از بیعت اختیار با مردم است ولی پس از بیعت اختیار ندارند .که نظیر این مضمون در نامه ششم نهج البلاغه نیز ذکر شده است .وبالاخره حضرت به مردم و بیعت آنان بها می دهد و به آن احتجاج می نماید ، زیرا تحقق و خارجیت حکومت به اقبال و پذیرش مردم است . قابل ذکر است که بیعت تا زمانی باقی می ماند که شخص مورد بیعت شرایط و صلاحیت خود را از دست ندهد و بر طبق التزام و تعهد خود عمل نماید و به اصطلاح در مقام عمل نکث بیعت نکند .

حضرت آیت الله قدیری در ذیل کلمه تحقق می نویسند:

چنین نیست و الاٌ مردم قبلا با حضرت در غدیر خم بیعت کرده بودند و نیازی به بیعت مجدٌد بعد از عثمان نیست و همین نکته دلیل است بر اینکه بیعت برای تحصیل شرط نیست و احتجاج حضرت هم برای الزام خصم است .

توضیح اینکه الزام خصم به معنای احتجاج و دلیل آوردن به آنچه خصم به آن معتقد است که در بحثهای جدلی مرسوم است .

ادامه جزوه : 3- امام حسن مجتبی (ع) نیزدر ضمن نامه ای مفصل به معاویه می نویسند : پس از در گذشت علی مسلمانان امر حکومت را به من واگذار کردند . ، می بینیم که حضرت برای اثبات حکومت خود به عمل مسلمانان و رای مردم تمسک می جویند .

حضرت آیة الله قدیری : گذشت که احتجاج برای الزام خصم است .

ادامه جزوه : 4- از آیات و احادیثی که در آنها سفارش شده امر مسلمانان با مشورت انجام شود استفاده می شود که حکومت امری مردمی است .

حضرت آیة الله قدیری : با این که دستور مشورت هست ولی بعد از آن که می فرمایدوشاورهم فی الامر ، می فرماید : فاذا عزمت فتوکل علی الله ، پس مشاوره برای حصول عزم حاکم است نه اصل حکومت او .

ادامه جزوه : 5- از مجموع آیات و احادیثی که متضمن تکالیف اجتماعی است (نه تکالیف فردی ) و مخاطب آنها جامعه اسلامی است (نه فرد خاص و نه یکایک افراد به طور جداگانه ) استفاده می شود که افراد جامعه وظیفه دارند فرد یا افراد لایق و جامع الشرایطی را انتخاب نمایند و به آنها قدرت دهند تا احکام را اجرا نمایند و در حقیقت آنها تبلور آن جامعه و منتخب از ناحیه آنان می باشند .از باب مثال آیات قتال و جهاد ، آماده سازی نیروها در برابر دشمنان ، بریدن دست سارق و سارقه،و تازیانه زدن به زانی و زانیه از این قبیل می با شد . فرمان جهاد و اجرای حدود الهی کار هر کس نیست زیرا هرج و مرج به وجود می آید بلکه مربوط به حکومت و قوه قضائیه می باشد ولی خطاب مستقیما متوجه خود جامعه اسلامی شده است ، پس معلوم می شود حاکم به دلیل این که نماینده و برگزیده جامعه و منتخب آنان می باشد متصدی این امور می گردد .

حضرت آیة الله قدیری : واقعاً شما از السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما این مطالب را می فهمید ؟ که اگر حاکم آن را خداوند منصوب فرموده باشد این خطاب صحیح نیست ؟

عموم مخاطب برای این است که حکم اجتماعی است نه اینکه جامعه نائب انتخاب کنند .

ادامه جزوه : 6- همواره سیره عقلای جهان در همه اعصار و بلاد بر این اساس بوده است که در هر منطقه ای برای ایجاد نظم اجتماعی و تامین مصالح عمومی وجلوگیری از تجاوزات و زورگوئی ها مقرراتی را تنظیم می نمودند و فرد یا افراد لایقی را از بین خود برای اجرای آنها انتخاب می کردند و در حقیقت یک قرارداد اجتماعی بین آنان و آن فرد منعقد می شد و نه تنها در کتاب و سنت از اصل این سیره انتقاد و جلوگیری نشده بلکه این اصل مورد تایید بوده ، منتها برای حاکم منتخب شرایطی را معین می کند . پس این عمل عقلا مشمول آیه اوفوا بالعقودو آیه اوفوا بالعهد می باشد و از این راه مشروعیت آن ثابت میشود .

حضرت آیة الله قدیری : سیره ذکر شده از غیر متدینین [است] و الا متدینین و لو به دین غیر اسلام حاکمشان را انتخاب نمی کنند . کان بنو اسرائیل تسوسهم انبیائهمو هیچ مسیحی یا یهودی قائل نیست به اینکه حاکمیت حضرت عیسی یا حضرت موسی انتخابی است و مسلمین هم همین طورند نسبت به رسول الله ، بلی نسبت به خلفاء اختلاف شد که خداوند از کسانی که اختلاف را ایجاد کردند انتقام بگیرد .

توضیح اینکه:عبارت "کان بنو اسرائیل تسوسهم انبیائهم" بر اساس روایتی است از پیامبر(ص) که میفرماید :" کانت بنو اسرائیل تسوسهم الانبیاء کلما هلک نبی خلفه نبی و انه لانبی بعدی و ستکون خلفاء فتکثر .ترجمه: حکومت بنی اسرائیل را همواره پیامبران به عهده داشتند،هر پیامبری که از دنیا می رفت پیامبر دیگری جای او را می گرفت ، اما پس از من پیامبری نخواهد آمد. پس از من خلفاء هستند و تعدادشان زیاد خواهد بود." که آقای منتظری در کتاب دراسات فی ولایة الفقیه،ج1،ص6 آورده است ، بر این اساس که منشاء دولت و حکومت در ابتدای امر بر اساس دستور و وحی خداوند بوده است. همچنین در کتاب مجمع البحرین ج4،ص78 آمده است : و فی الخبر" كان بنو إسرائیل تسوسهم أنبیاؤهم"أی تتولى أمرهم كالأمراء و الولاة، بالرعیة من السیاسة و هو القیام على الشی‌ء بما یصلحه.یعنی انبیاء مانند حاکمان بر رعیت حکومت می نمودند به این معنا که به آنچه صلاح رعیت است اقدام می کردند .

ادامه جزوه :7- در حدیثی از امیر المومنین (ع) نقل شده : ایها الناس انٌ آدم لم یلد عبداً و لا امة و انٌ الناس کلهم احرار . ای مردم به طور قطع آدم (ع) بنده و کنیز نزاده است و مردم همه آزادند .

حضرت آیة الله قدیری : مدعی این است که خداوند وظیفه را معین کرده است .

توضیح اینکه دین مجموعه دستورات و اوامر ونواهی است که از طرف خداوند برای رسیدن بشر به سر منزل سعادت بوسیله پیامبر (ص) آورده شده است واطاعت از آن واجب است .بنابراین انسان از این جهتآزاد نیست و باید به وظیفه ای که خداوند معین نموده، عمل نماید .آری از جهت تکوین آزاد است ،یعنی خلقت انسان طوری است که اختیار دارد و می تواند راه خیر و یا شر را انتخاب کند .

ادامه جزوه : 8- طبق قانون اساسی زیربنای قدرت و اختیار مسئولین در سطوح مختلف آراء مردم است و قوای حاکمه حتی ولی فقیه از ناحیه مردم مشخص می شوند و طبعاً حدود و اختیارات آنان را کیفیت انتخاب آنانو قانون تعیین می کند . در اصل ششم از قانون اساسی می خوانیم : در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود از راه انتخابات ..../

حضرت آیة الله قدیری : در حدی که در قانون اساسی به رای مردم اتکاء شده قبول است ، لکن نه از جهت مردمی بودن بلکه از جهت اینکه فقیه جامع الشرایط یعنی حضرت امام (ره) آنرا امضاء کرده است .

ادامه جزوه : 9- مرحوم امام خمینی نیز در مصاحبات و سخنرانیهای خود چه در پاریس و چه در ایران همیشه صحبت از مردم و آراء آنان داشتند و روی انتخابات و جمهوریت و مردمی بودن نظام تکیه می کردند و می فرمودند : میزان رای ملت است . ایشان مرد صریحی بودندو هرچه را اعتقاد داشتند ابراز می کردند و نمی خواستند با این سخنان مردم را فریب دهند .

حضرت آیه الله قدیری : بسمه تعالی . این مطلب حکم ولائی ایشان است و نافذ است والاٌ بدون تنفیذ ایشان رای مردم هیچ نیست و میزان حکم خداست نه رای مردم .

ادامه جزوه : درپیش نویس قانون اساسی که جمعی از بزرگان به دستور امام خمینی (ره)آن را تهیه و تنظیم کرده بودند اسمی از ولایت فقیه نبود تا چه رسد به اینکه ولایت او انتصابی باشد یا انتخابی.لابد ایشان به همین اندازه که انتخابات سالم و آزاد انجام شود و دولت مردمی روی کار آید و ایشان به عنوان ولی فقیه از دور بر اعمال منتخبین و دولت نظارت داشته باشند اکتفا می کردند . هنگامی که اکثریت قاطع یک کشور معتقد به ایدئولوژی و مکتب خاصی باشند و بنا باشد اداره آن کشور بر اساس موازین آن انجام شود طبعاً باید ایدئولوگ آن ایدئولوژی بر روند اداره کشور نظارت داشته باشد.

حضرت آیت الله قدیری : مرحوم محقق همدانی در آخر کتاب خمس نصف صفحه درباره ولایت فقیه صحبت کرده اند و حقاً حق مطلب را اداء کرده اند و فقط برای اثبات آن به توقیع شریف تمسک فرموده اند ، : واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله ، مقایسه کنید بین این دلیل و این طرز فکر را با اینکه ایدئولوگ باید بر روند کشور نظارت داشته باشد .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ایراد بر جزوه حکومت مردمی و قانون اساسی (2)

تاریخ:سه شنبه 21 آذر 1396-08:39 ق.ظ



 

ایراد حضرت آیة الله قدیری بر جزوه حکومت مردمی و قانون اساسی آقای منتظری

 بخش دوم

ادامه جزوه : و در نهج البلاغه می خوانیم : ایها الناس انٌ احقٌ الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه . ای مردم به طور قطع سزاوارترین مردم به این امر کسی است که نیرومندترو داناترین آنان به دستور خدا در آن باشد .همان گونه که قبلاًبیان شد در آیات و احادیث کلمه امر بر حکومت اطلاق می شده است و بالاخره آیات و روایاتی که شرایط حاکم از آنها استفاده می شود بسیار زیاد است .

حضرت آیة الله قدیری : احتمال نمی دهید که مقصود از هذا الامر امامت و خلافت رسول الله (ص) باشد که منحصر به ائمه معصومین است . اگر نگوئیم قطعاً همین است لااقل محتمل است و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال .

ادامه جزوه : حضرات فقها -معمولاً- برای امور حسبیه لازم الاجرا موارد جزئی را از قبیل تصرف در اموال ایتام و دیوانه های بی سرپرست و افراد غایب که به آنان دسترسی نیست به عنوان مثال ذکر می کنند ، در صورتی که به نظر می رسد حفظ کیان اسلام و مسلمین و مصالح عمومی و اجتماعی و دفاع از سرحدات بلاد اسلامی و امنیت جامعه و بالاخره تشکیل یک دولت اسلامی به مراتب مهمتر از امور جزئی نامبرده می باشد و نمی توان گفت که شارع مقدس اسلام به تعطیل امور جزئی نامبرده راضی نیست ولی نسبت به این قبیل امور مهم اجتماعی عنایت ندارد .

حضرت آیة الله قدیری : بلی اگر دلیل بر ولایت فقیه نداشتیم همین را می گفتیم ولی با قیام دلیل قیود دخالت در امور حسبیه مراعات نمی شود و گذشت که دلیل داریم و بهترین آن توقیع شریف است که دلالت دارد که ولایت انتصابی است و انتخابی نیست و مرجع حوادث واقعه رواة حدیث (فقها) هستند که طبعاً طبق موازین شرعیه عمل می کنند .

ادامه جزوه : از مطالب گذشته نتیجه می گیریم که نسبت به تصرفات فقیه در امور سیاسی و اجتماعی مسلمین سه احتمال وجود دارد : اول - این که فقیه عادل از ناحیه ائمه معصومین علیهم السلام برای اجرای این امور نصب شده است و ولایت و مشروعیت او به انتصاب از بالاست .

حضرت آیة الله قدیری : این حق است .

ادامه جزوه : دوم - این که ولایت او به انتخاب از ناحیه امت است و ادله وجوب وفای به عقد و عهد دلیل مشروعیت او می باشد و طبعا حدود ولایت او از نظر مدت و کیفیت و حدود اختیارات تابع نحوه انتخاب اوست .

حضرت آیة الله قدیری : این صحیح نیست مگر فقیه آنرا تنفیذ کرده باشد مثل حکومت ما .

ادامه جزوه : سوم - این منصب ولایت را قبول نکنیم بلکه بگوئیم از باب تکلیف شرعی بر او واجب و لازم است امور زمین مانده لازم الاجرا را انجام دهد .

حضرت آیة الله قدیری : این در صورتی است که دلیل نداشته باشیم برولایت که به حمد الله داریم .

ادامه جزوه : اینجانب در کتاب دراسات فی ولایة الفقیه ، هم ادله انتصاب و هم ادله انتخاب را به نحو تفصیل ذکر کرده ام و بالاخره - به نظر من -دلالت انتصاب قابل مناقشه است و طبعا ادله انتخاب تقویت می شود و منصب ولایت ازناحیه مردم به او اعطا میشود ویا تصدی امور از باب تکلیف بر عهده او می باشد .

حضرت آیة الله قدیری : به نظر بنده این صحیح نیست و از حواشی سابق معلوم شد ولایت فقیه انتصابی است و انتخابی نیست و اگر انتخابی باشد هیچ دلیلی بر لزوم تبعیت نیست و دلیل اوفوا بالعقود نسبت به کسی که طرف عقد نیست از قصٌر و کسانی که بعداً متولد میشوند شامل نیست و در شمول نسبت به دیگران هم در مثل رای دادن تامل است .

ادامه جزوه : به علاوه اگر ولایت فقیه به انتصاب است - چنانچه برخی آقایان اصرار دارند - قطعاً برای عصر غیبت حضرت ولی عصر (عج) فرد خاصی به اسم و رسم تعیین نشده و آیه و حدیثی راجع به فردخاص وارد نشده بلکه حکم انتصاب - بنابراین فرض - روی عنوان" فقیه عادل واجد سایر شرایط " جعل شده است و همه فقهای عادل واجد شرایط مشمول آن می باشند ، بنابراین اصرار بر ولایت فرد خاص و نفی ولایت سایر فقها درست نیست ، منتها اگر یکی از آنها نسبت به کاری اقدام کرد دیگران در این کار حق مزاحمت نسبت به او را ندارند و خبرگان منتخب مردم فقط می توانند شهادت بدهند که فرد خاصی واجد شرایط است ولی حق ندارند ولایت سایر فقها را که آنان نیز منصوب می باشند نفی کنند و در این صورت اگر بخواهند وحدت کلمه و هماهنگی ایجاد شود باید شخص منتخب تکروی نکند بلکه خود را با سایر فقها هماهنگ کند و با مشورت کارهای مهم و اساسی انجام شود و طبعاً مصدر امور کشور شورای فقها خواهد بود و به آیه شریفه " وامرهم شورا بینهم " عمل شده است و بسیاری از دوگانگی ها و اختلافها نیز برطرف می شود .

حضرت آیة الله قدیری : نوبت به این مسائل نمی رسد . اگر زمان حکومت فقیه نباشد مثل زمان رژیم شاه ، فقهاء حکومت خود مختاری در محیط قدرت خودشان دارند و کسی نمی تواند مزاحم دیگری شود و اما در زمان تشکیل حکومت اسلامی بولایت فقیه جامع الشرایط تبعیٌت از حکومت واجب است حتی بر فقهاء دیگر ، چون در صورتی که تخلف کنند صدق مزاحمت می کند و جایز نیست.

ادامه جزوه : فرض این است که ولایت فقیه - بر حسب قانون اساسی - انتخابی می باشد که به وسیله خبرگان منتخب ملت انتخاب می شود و لازمه انتخاب رهبر و رئیس جمهور و نمایندگان مجلس از ناحیه ملت این است که زیربنا و اساس حکومت ، مردم میباشند و اختیارات همه از ناحیه ملت و در محدوده انتخاب آنان می باشد .

حضرت آیة الله قدیری : این فرض پذیرفته نشد .

ادامه جزوه : به این قانون اساسی با این اصول مردمی ، حضرت امام و مراجع عظام و ملت ایران رای دادند و امام (ره)دائماً بر جمهوریت نظام و انتخابات و مردمی بودن نظام تاکید داشتند و با فرض قانونمند بودن کشور و داشتن نهادهای مختلف قانونی ، ولی فقیه فراقانون نیست بلکه خود در متن قانون است و برای او وظایف و اختیارات خاصی مشخص شده است و انتخاب او از ناحیه ملت بر اساس التزام او به قانون اساسی و قوانین مصوبه کشور می باشد .

حضرت آیة الله قدیری : اگر ولایت فقیه منحصر است در چهارچوب قانون اساسی ، پس چگونه قانون اساسی را تنفیذ می کند . تا اختیار فوق قانون نداشته باشد تنفیذ قانون نمی تواند بکند .آن روزی که حکومت اسلامی تشکیل نشده بود امام بزرگوار در چهارچوب چه قانونی رژیمی را بهم زد و دولت تعیین فرمود ؟ اگر در همین حکومت ما فقیه ببیند که در چهارچوب قانون موجود عمل شود آمریکا بر جان و مال و عرض ملت ایران مسلط میشود فقیه چه باید بکند ؟ آیا می تواند در چهارچوب قانون عمل کند؟، یا باید ولایتش را اعمال کند و تسلط آمریکا را از بین ببرد ، ولو بالغاء قانون ، تصور ولایت فقیه مساوق است با قبول مطلقه بودن آن و البته معلوم است که هرگز فقیه بر خلاف مصلحت عمل نمی کند و تا قانون صلاح ملت را تامین می کند بر طبق قانون عمل می کند .

ادامه جزوه :  انسان جزء نظام عالم است و عالم طبیعت عالم تحوٌل و تکامل می باشد و مجرد اظهار نظر در مسائل به امید کامل تر شدن ، انسان را نه کافر می کند و نه ضد نظام . تجربیات این بیست ساله به ما می آموزد که این نظام از کجا آسیب دیده و طبعاً باید درصدد رفع مشکلات آن باشیم .

حضرت آیة الله قدیری : چون من میل ندارم که در این حاشیه جسارت و صحبتهای زائد بر رد وایراد علمی و صناعی بکنم در این باره عرایضی نمی کنم که صحبت زیاد است .

شرح این هجران و این سوز جگر               این زمان بگذار تا وقت دگر

ادامه جزوه : هرچند اکثریت مردم به قانون اساسی فعلی رای دادند ولی با گذشت بیش از بیست سال و روی کار آمدن نسل جدید و زیاد شدن جمعیت کشور اکثریت سابق باقی نمانده است ، و نسل گذشته نماینده نسل های آینده نبودند پس طبعاً آراء آنان برای آیندگان اعتبار نخواهد داشت و به طور کلی سیاست دائماً در تحول و تکامل است و نمی توان آراء سیاسی گذشته و فرمولهای آن را محور زندگی آیندگان قرار داد .

حضرت آیة الله قدیری : الله اکبر ، کجا را با کجا مقایسه می کنید ، تفاوت حکومتی که بر مبنای ولایت فقیه است با حکومت های دیگر همین است . مگر در کتب فقهیه نیست که منصوبات ولی فقیه باقی است بخلاف اجازات او ، اگر ولی فقیه قانون اساسی را امضاء و تنفیذ کرد کمتر از منصوبات او نیست و اشکال شما همین است که ولایت فقیه را ولایت فقیه نمی دانید هرچند باسم ولایت فقیه کتاب می نویسید .

ادامه جزوه :   رئیس جمهور در داخل و خارج از قانون گرائی و احترام به حقوق همه شهروندان حتی دگراندیشان و گفتگوی تمدنها سخن می گوید و در مقابل یک فرمانده عالی رتبه به سربریدن و زبان قطع کردن تهدید میکند . با این تضاد علنی چگونه حقوق ملت حفظ میشود ؟ خدا میداند ، روی سخن من با شخص رئیس جمهور فعلی نیست نظر من به اصل نهاد ریاست جمهوری است که در قانون اساسی فعلی با دست خالی بدون قدرت اجرائی و تبلیغی مسئولیتهای اجرایی سنگین و اداره سیاست داخلی و خارجی کشور برعهده او گذاشته شده و در مقابل نیروها و اهرمهای قدرت همه در اختیار رهبری است این امر یکی از  تضادهای محسوس قانون اساسی مخصوصاً قانون اساسی جدید می باشد و با این وضع قانون اساسی در مقام عمل موفق نبوده و نخواهد بود و بالاخره باید برای این مشکل مهم چاره ای اندیشید .به نظر میرسد - به تناسب حکم و موضوع و تناسب مسئولیت و قدرت - باید در آینده و با تحقق شرایط  بررسی جدید یا اینکه خود ولی فقیه به عنوان رئیس جمهور و ریاست قوه مجریه از طرف ملت انتخاب شود و همه مسئولیت ها را بر عهده گیرد و در برابر ملت و مجلس پاسخگو باشد و یا اینکه نیروها و اهرمهای قدرت از قبیل ارتش و شپاه و بسیج و نیروی انتظامی و صدا و سیما و تنظیم روابط قوای سه گانه در اختیار رئیس جمهور گذاشته شود و در عوض او در برابر ملت و مجلس که نماینه ملت است در همه زمینه ها پاسخگو باشد .  

حضرت آیة الله قدیری : خیلی برای رئیس جمهور مایه رفتید ، همیشه رئیس جمهوری آقای خاتمی نیست ، گاهی بنی صدر هم رئیس جمهور می شود . شما چه تضمینی می دهید که بنی صدرها از قدرت سوء استفاده نکنند ، چنانکه اوائل جنگ چنین بود ، و لازم نیست ولی فقیه رئیس جمهور شود . شما رئس جمهور را جدای از ولی فقیه ملاحظه می کنید ، می گوئید قدرت بر انجام مسئولیت ندارد ولی اینها با هم عمل می کنند و اشکالی نیست ، بر فرض این نظری باشد ولی نظر شخصی شماست و فکر نمی کنم تا جمهوری اسلامی هست به این نظر عمل شود .

ادامه جزوه : یکی از نهادهای جمهوری اسلامی که در اصل 107 و 108 از قانون اساسی عنوان شده و دارای موقعیت ممتازی می باشد خبرگان رهبری است که تعیین مقام رهبری به آن واگذار شده  و خود اینجانب از طراحان آن بوده و ........الخ ، در آن هنگام چنین به نظر می رسید که مردم خودشان نمی توانند مستقیماً فقیه عادل جامع الشرایط را تشخیص دهند و این کار یک کار تخصصی است .بنابراین مردم علمایی را که نسبت به آنان شناخت دارند تعیین نمایند و آنان رهبر واجد شرایط را شناسلیی و تعیین نمایند، ولی تجربه بیست ساله نشان داد که این طرح خیلی موفق نبوده و اکثر ملت که اساس و زیر بنای حکومت می باشند با تردید و ابهام آن را تلقی می کنند و اشکالاتی در ذهنها خلجان دارد : اولاً چه بسا برای یک منطقه یک نفر را آن هم از خارج آن منطقه معرفی می کنند و با وجود بسیاری از علماء در آن منطقه مردم مجبورند به همان فرد رای بدهند و این امر در حقیقت انتصاب می باشد نه انتخاب .

حضرت آیة الله قدیری : هیچ اجباری نبوده و انتصاب نیست و این یک تهمت بزرگ است .

ادامه جزوه : و ثانیاً تعیین مرتبه علمی و دیگر صلاحیتهای کاندیداها به فقهای شورای نگهبان محوٌل شده که خود آنان منصوب مقام رهبری می باشند و در نتیجه رهبربا یک واسطه از ناحیه خود وی تعیین و ابقا میشود و این دوری است باطل .

حضرت آیة الله قدیری : جواب دور داده شده ، چون حضرت امام با تعیین خبرگان متعین نشدند دور از بین می رود و سلسله رهبری و خبرگان است که اول رهبری است و تسلسل هم نیست .

ادامه جزوه : وثالثاً با وجود همه مراجع و علماء و اساتید آگاه در کشور چگونه تعیین رهبر بر عهده افراد خاصی گذاشته می شود که برخی از آنان از نظر علم و آگاهی و شناخت در درجه ای نازلتر قرار دارند؟

حضرت آیة الله قدیری : خبرگان مرجع شناسند و نوعاً نازلترند مثل شاگرد و استاد .

 ادامه جزوه : و رابعاً چرا خبرگان فقط از یک قشر خاص تشکیل می شود در حالی که فقاهت یکی از شرایط رهبر می باشد و شرایط دیگری نیز در او معتبر است ؟

حضرت آیة الله قدیری : خبرگان از یک قشر خاص نیستند ، چرا بدون تحقیق حرف می زنید یا می نویسید ؟

ادامه جزوه : با توجه به این اشکالات مردم با همه تبلیغاتی که انجام می شود کمتر در انتخابات خبرگان شرکت می کنند .

حضرت آیة الله قدیری : دروغ است و مردم شرکت کرده و میکنند و شما هم نماینده مردم نیستید .

 ادامه جزوه :  به طور کلی  دریافت اکثر مردم از مجلس خبرگان این است که با این همه بودجه سنگینی که برای انتخابات خبرگان مصرف می شود آنان هر سال یک بار یا دو بار اجتماع می کنند و از آنان کار مثبتی مشاهده نمی شود و هیچ گاه به مسائل و حوادث مهمی که در کشور رخ می دهد توجه ندارند و بسا مسائلی را که باید به مقام رهبری و یا به نهادهای مربوط به او تذکر بدهند ، تذکر نمی دهند در صورتی که اینان باید در مناطق مختلف کشور به منزله چشم و گوش و ناظر رهبر باشند .

حضرت آیة الله قدیری : این چه ربطی به نهاد دارد و بعلاوه خبرگان تاکنون به وظیفه عمل کرده اند .

 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ایراد بر جزوه حکومت مردمی و قانون اساسی(3)

تاریخ:سه شنبه 21 آذر 1396-08:36 ق.ظ



 

ایراد حضرت آیة الله قدیری بر جزوه حکومت مردمی و قانون اساسی آقای منتظری

 بخش سوم

 

ادامه جزوه : این که ما تصور می کردیم مردم نمی توانند خودشان مستقیماً رهبر را انتخاب نمایند اشتباه بوده ، زیرا همان گونه که مردم مرجع تقلید خود را با سئوال و تحقیق از اهل خبره مستقیماً انتخاب می کنند ممکن است در صورت لزوم رهبرکشور را نیز به همین نحو انتخاب نمایند .

 حضرت آیة الله قدیری : به نظر من این صحبتها بیش از برف انبار نیست و هیچ جنبه صناعی ندارد .

توضیح اینکه منظور از برف انبار پراکنده گویی است و چون مطلب  مبنای درست علمی ندارد و اشکال دقیق و فنی نیست  لذا جنبه صناعی ندارد .

ادامه جزوه : و بالاخره مجلس خبرگان رهبری - با این همه نیرو و بودجه که در انتخابات آن مصرف می شود - خیلی موفق نبوده است . انتظار می رفت آنان پیوسته مراقب اعمال مقام رهبری و حواشی او باشند در صورتی که این کار عملا انجام نشده است ، پس بجاست در آینده نسبت به آن تجدید نظر شود .

حضرت آیة الله قدیری : خیر، مجلس خبرگان کاملا موفق بوده ، چه توفیقی از این بیشتر که بلافاصله بعد از رحلت حضرت امام با آن سابقه شما جمع شوند و بهترین رهبر را تعیین کنند و ظاهراً شما از این مطلب ناراحت هستید که این طور تاخت و تاز می کنید .

 ادامه جزوه : به نظر می رسد بهترین راه برای رفع مشکلات ، عدم تمرکز قدرت  و تفکیک قوای کشور می باشد به گونه ای که هر یک در دایره مسئولیت خویش مستقل باشد و نیروهای مناسب با کار خود را بر حسب قانون در اختیار داشته و هیچ کدام در کار یکدیگر دخالت نکنند .

حضرت آیة الله قدیری : شما که گفتید همه قوا را به رئیس جمهور بدهند .

ادامه جزوه : در اصل 107 قانون اساسی اول در موضوع  رهبری مرجعیت نیز قید شده بود ، ولی در باز نگری قید مرجعیت را از رهبری حذف کردند ، و به طور کلی این دو منصب را از یکدیگر جدا نمودند ، در صورتی که با فرض اشتراط اعلمیت و افقهیت هم در مرجع و هم در رهبر طبعاً این دو عنوان برشخص واحد منطبق می شوند و از یکدیگر جدا نیستند و در جدا کردن این دو منصب از یکدیگر در بسیاری از موارد تضاد و دوگانگی پیدا می شود و ملت متحیٌر میشوند .

حضرت آیة الله قدیری : شما نامه حضرت امام را به آیة الله مشکینی بخوانید در آنجا ذکر شده که اعلمیت و مرجعیت در رهبر شرط نیست و اگر مجتهد عادل پرچم را در دست گرفت بر دیگران تبعیت لازم است و این همان کسی است که حکمش نافذ است و شما آراء شخصی خودتان را مناط قانون اساسی قرار ندهید .

ادامه جزوه : البته مفصود از افقهیت در رهبری به مناسبت حکم و موضوع افقهیت در مسائل مربوط به حکومت و اداره جامعه میباشد ، از قبیل مسائل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و نظامی و جزائی ، و منظور از مرجعیت در اینجا نیز مرجعی است که در این قبیل از مسائل اسلامی متخصص و مرجع باشد و درک سیاسی پیدا کرده باشد ، نه مرجعی که بیشر به مسائل عبادی و آداب شخصی اسلام توجه دارند وبه این قبیل مسائل کمتر توجه کنند و بالاخره آنچه در حکومت مربوط به جنبه فقاهت و افتاء است طبعاً وظیفه مرجع یا مراجع تقلید متخصص در این قبیل مسائل می باشد ، بنابراین ناچاریم به یکی از دو راه متوسل شویم : راه اول تعیین رهبر بوسیله خبرگان ، ولی برای حصول مقبولیت عامه و اینکه در رهبر علاوه بر فقاهت و عدالت شرایط دیگری نیز معتبر است مجلس خبرگان منحصر در روحانیین نباشد ، بلکه متشکل از متخصصین رشته های مختلف باشد و........الخ ، راه دوم این که به مجلس خبرگان نیاز نباشد ، بلکه مراجع تقلیدی که متخصص در مسائل حکومتی و سیاسی می باشند و محل مراجعه مردم در این قبیل مسائل هستند از باب انجام وظیفه اسلامی از بین خودشان یک یا چند نفر را که واجد شرایط می دانند برای رهبری سیاسی در نظر بگیرند و از علمای معروف و معتبر شهرستان ها و رجال سیاسی متعهد کشور نیز جمعی را دعوت نموده و با آنان مشورت نمایند و پس از استقرار آراء بر یک نفر او را در معرض آراء عمومی قرار دهند و ........الخ

حضرت آیة الله قدیری : اولاً لازم بود آن وقت که شما در مجلس خبرگان قانون اساسی رئیس بودید و مرحوم شهید بهشتی آن را اداره می کردند اگر صحبتی بود بیان کنید . ثانیاً مگر چیزی که فعلاً هست چه نقصی دارد که شما این راه های اختراعی خودتان را پیشنهاد می کنید ؟ آیا اگر این راههائی که گفتید عمل می شد ،  امروز رهبری بهتر از رهبر معظم فعلی داشتیم ؟ در بین تمام موجودین چه کسی لیاقت رهبری او مثل ایشان است . خدا کند مقصود شما تضعیف نباشد و الاٌ کار مشکل است و اصولا ً راههای پیشنهادی شما عملی نیست و ضمانت اجراء نمی تواند داشته باشد .

ادامه جزوه : یکی دیگر از مشکلات قانون اساسی تعدد مراکز قانون گذاری است .

حضرت آیة الله قدیری : تعدد مراکز قانون گذاری در صورتی که در عرض هم باشند اشکال دارد و اما طولی مثل مجلس و شورای نگهبان یا هر دو و مجمع مانع ندارد .

توضیح اینکه منظور از مجمع ، مجمع تشخیص مصلحت نظام است .

ادامه جزوه : اگر اختلاف شورای نگهبان با مجلس شورا حل نشد آنچه را مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب می کند آیا قانون دائمی خواهد شد و یا که موقت است وبا لحاظ ضرورت اجراء می شود ؟ اگر قانون دائمی است پس مجمع مرکز دیگری است برای قانون گذاری در قبال مجلس و شورای نگهبان .

حضرت آیة الله قدیری : فرض کنید دائمی است ولی چون در طول مجلس و شورای نگهبان است ، اشکالی نیست .

ادامه جزوه :  این امر [ رد کردن مصوبه شورای نگهبان از طرف مجمع تشخیص مصلحت نظام ] یک تضاد واضح بین شورای نگهبان و مجمع [مجمع تشخیص مصلحت نظام ] است و بی اعتباری شورای نگهبان و فقهای آن را تثبیت می کند ، و در اذهان دانشمندان و حقوقدانان آگاه قوه مقننه کشور را ضعیف و سست نشان می دهد .

حضرت آیة الله قدیری : مثل اینکه شما شعر را فراموش کرده اید که وحداتی در تناقض و تضاد معتبر میکند . مجمع در طول مجلس و شورا است و در هیچ مورد جمع نمی شود تا اشکال تضاد پیش آید و هرگز بی اعتباری ثابت نمی کند ، اگر بی اعتبار بودند با هم تعارض نمی کردند تا نوبت مجمع برسد .

توضیح اینکه ایراد حضرت آیة الله قدیری در این خصوص بر اساس قواعدی است که در کتاب منطق آمده است .

ادامه جزوه : به علاوه این امر [ رد مصوبه شورای نگهبان از طرف مجمع تشخیص مصلحت نظام ] بر خلاف نص اصل چهارم از قانون اساسی است که می گوید : کلیه قوانین و مقررات مدنی ، جزائی ، مالی ، اقتصادی ، اداری ، فرهنگی ،نظامی ، سیاسی و غیر اینها باید براساس موازین اسلامی باشد . این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است .

حضرت آیة الله قدیری : بلی اگر ولایت فقیه را قبول نکنیم همینطور می شود ، ولی با ملاحظه ولایت فقیه و اینکه فقیه بر طبق مصلحت لازمه و ملزمه رای مردم را به قانون اساسی جدید تنفیذ کرده باشد ، باز هم خلاف اسلام است ؟ پس به تعبیر مرحوم آیة الله العظمی بروجردی قدس سره فقیه چه می تواند بکند ؟

ادامه جزوه : انعکاس کار مجمع [مجمع تشخیص مصلحت نظام ] در جامعه اسلامی بدین گونه است که آنان با مصلحت تراشی می خواهند حرام مسلم اسلام را حلال کنند و این انعکاس به ضرر نظام اسلامی است .

حضرت آیة الله قدیری : خیر ، اگر این وسوسه ها را نکنید در جامعه اسلامی چنین انعکاسی نیست و جداً هرچه بنده فکر می کنم چه اشکالی در وجود مجمع برای رفع اختلافات مجلس و شورا [شورای نگهبان ] در مواردی که مصلحت نظام است ، هست چیزی نمی بینم ، بلکه بسیار نهاد شریف و مفید و لازمی است .

ادامه جزوه : مقصود از مشاوره در اموری که رهبری به آنان [مجمع تشخیص مصلحت نظام ] ارجاع می دهد چیست ؟ اگر مقصود این است که رهبری در راه انجام وظایف و تصمیمات خود با آنان مشورت می کند ، کاری بسیارخوب بلکه لازم ، البته مشورت نباید منحصر به آنان باشد .

حضرت آیة الله قدیری : مشورت باید به حدی باشد که عزم حاصل شود . فاذا عزمت فتوکل علی الله . بنابراین لازم نیست بیش از آنان باشد .

ادامه جزوه : اگر مقصود [ مقصود از مشاوره در اموری که رهبری به مجمع تشخیص ارجاع می دهد ] این است که خود مقام رهبری احکامی را به طور کلی در رابطه با موضوعات ارجاعی صادر نمایند این کار خلاف قانون اساسی است ، زیرا مصدر قانون گذاری مجلس است که نمایندگان آن از ناحیه ملت برای این کار انتخاب شده اند و رهبر حق قانون گذاری ندارد .

حضرت آیة الله قدیری : چنین چیزی مقصود نیست و رهبری قانونی شخصاً جعل نکرده اند که شما این طور تاخت و تاز می کنید و مقام رهبری را تضعیف می کنید . شما اعتقاد به ولایت فقیه ندارید و خودتان را طرفدار ولایت فقیه جلوه می دهید و الاٌ ولایت فقیه فوق تمام قوانین است . خوب است شما توجهی به مبانی حضرت امام قدس سره  بکنید .

ادامه جزوه : اگر گفته شود منظور از تشکیل مجمع مذکور[ مجمع تشخیص مصلحت نظام ] استفاده از افکار و نظریات نخبگان سیاسی کشور است ، نظیر مجلس سنا در سایر کشورها ، این گفتار - نسبتاً موجه است ولی بر اساس حکومت مردمی لازم است اعضای آن در کنار انتخابات مجلس به وسیله آراء عمومی ملت انتخاب شوند و برای استحکام قوانین ، قوانین مصوبه مجلس بر آنان عرضه شود و پس از بحث و تصویب از ناحیه آنان به مورد اجراء گذاشته شود .

حضرت آیة الله قدیری : آنچه موجود است هیچ اشکال شرعی و قانونی ندارد و مردم هم به آن رای دادند و تنفیذ شده است .

ادامه جزوه : اگر مصوبه این شورا [شورای عالی امنیت ملی] از سنخ قوانین کلی است ، مرکز قانون گذاری مجلس شورا می باشد که نمایندگان مردم هستند و در حکومت مردمی مرکز دیگری حق قانون گذاری ندارد ، و اگر مصوبه این شورا تشخیص موضوعات و موارد مربوط به امنیت عمومی است ، حکم این قبیل موضوعات مربوط به قوه قضائیه است که با تشکیل دادگاه صالح و حضور متهم و تفهیم اتهام و تعیین وکیل از ناحیه او بر طبق موازین قضائی حکم صادر شود و حکم شورای امنیت ملی ، آن هم بدون حضور متهم و تفهیم اتهام و امکان دفاع  حکمی عادلانه نیست ، و در رژیم سابق نیز چنین شورائی برای سرکوب انقلابیون و روشنفکران وجود داشت که احکام ناروائی در آنجا صادر و سپس اجرا می شد .

حضرت آیة الله قدیری : بلی در رژیم سابق چنین جیزی بود ولی مردم به آن رای نداده بودند و تنفیذ نشده بود و آنچه شما می گوئید که در صورت اول مربوط به مجلس و در صورت دوم مربوط به قوه قضائیه است ، به چه دلیل انحصار به این دو را ثابت می کنید ، وحی به شما شده است ؟ و چه مانعی دارد که چنین مجلسی که مردم به آن رای داده اند و تنفیذ شده است مرجع بعض امور باشد .

ادامه جزوه : برحسب ولایت مطلقه ای که در قانون اساسی جدید در اصل 57 اضافه شده آقایان به ولی فقیه حق می دهند که قانون گذاری نماید و آن را لازم الاجرا می دانند و کسی حق اعتراض ندارد . در فصل سوم این جزوه مسئله ولایت مطلقه مورد بحث قرار گرفته و گفتیم که بر فرض از نظر بحث طلبگی ولایت مطلقه را با تفسیری که از آن ارائه شد بپذیریم ولی این گونه ولایت مطلقه با قانون اساسی در تضاد کامل می باشد زیرا برحسب قانون اساسی حکومت ما جمهوری و مردمی است و انتخاب ولی فقیه نیز از ناحیه مردم می باشد و حدود و اختیارات او نیز در قانون مشخص شده و تابع نحوه انتخاب او می باشد و در حکومت مردمی قانون گذاری مربوط است به مجلس شورا که منتخبین مردم برای این کار می باشند .

حضرت آیة الله قدیری : کدام قانون اساسی ، مگر قانون اساسی جدید به زور تحمیل شده است . این هم به رای مردم و تنفیذ ولی فقیه رسیده است و من قبلاً هم این سئوال را از شما کرده ام . بفرمائید اگر ولی فقیه ببیند بر طبق قانون مجلسی تشکیل شده که اسلام و مسلمین را از بین می برد چه وظیفه ای دارد ؟ آیا باید بگوید قانون است باید بسازیم یا نه باید این مجلس را بهم بزند و این قانون را بشکند ، چه می فرمائید ؟ ولایت فقیه که تابع مردم باشد چه ولایت فقیهی است و چه به درد می خورد که در راس حکومت باشد . 

ادامه جزوه : چه کارهای نابجا و تندی که در اثر نداشتن قاضی پخته و عاقل به نام قضاوت اسلامی انجام شد و چهره اسلام و انقلاب را لکه دار نمود .

حضرت آیة الله قدیری : این عبارت خیلی تند است ، ما سراغ نداریم حتی یک مورد چهره اسلام و انقلاب لکه دار باشد و بحمد الله قضات منصوب هستند که بر طبق مقررات نصب عمل می کنند و شما اول انقلاب هم حرفهای بی اساس زیاد می زدید .

ادامه جزوه : در بازنگری، شورای عالی قضائی حذف و وظایف آن به رئیس قوه قضائیه محول شده و تعیین رئیس قوه قضائیه هم بر عهده رهبری گذاشته شده است که طبعاً جنبه مردمی در آن رعایت نشده است .

حضرت آیة الله قدیری : مگر انتخاب قضات کشور مسئله را مردمی می کند که نصب ولی فقیه جنبه مردمی ندارد . حضرت آقا این مملکت بر مبنای ولایت فقیه اداره می شود و حتی کارهائی که جنبه مردمی دارد هم باید از طرف ولی فقیه امضاء و تنفیذ شود . باور کنید فعلاً به این عقیده رسیده ام که شما باید ولایت فقیه را پیش یکی از شاگردان امام قدس سره بخوانید .

 

 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ایراد بر جزوه حکومت مردمی و قانون اساسی (4)

تاریخ:سه شنبه 21 آذر 1396-08:33 ق.ظ



 

ایراد حضرت آیة الله قدیری بر جزوه حکومت مردمی و قانون اساسی آقای منتظری

 بخش چهارم

 

ادامه جزوه : بجا بود رئیس قوه قضائیه با تشکیل دادگاه ویژه روحانیت که بر خلاف قانون اساسی تشکیل شده و یک دهن کجی به قوه قضائیه تلقی می شود و کارهای زننده و تند و خلاف قانون آن به وجهه دستگاه قضائی نیز لطمه می زند ، مخالفت می کرد و در برابر اعمال تند آن ساکت نمی نشست .

حضرت آیة الله قدیری : از شما سئوال می کنم تعبیر به دهن کجی که در این عبارت شده فتنه گری و تفرقه اندازی نیست ؟ چه کسی به قوه قضائیه دهن کجی کرده ، اگر این دادگاه ها قانونی باشند کمک قوه قضائیه هستند یا به قوه قضائیه دهن کجی می کنند ؟

ادامه جزوه :  احکام جزائی جز در موارد حق الناس و حدود الهی از قبیل تعزیرات شرعی می باشند که اجرای آنها بسته به نظر حاکم بصیر و جامع الشرایط می باشد و اجرای آنها الزامی نیست و حتی الامکان باید با نصیحت و راهنمائی و توبیخ و عفو و گذشت برخورد نمود ، در این گونه موارد جزئی تشکیل دادگاهها ی رسمی و اجرای محاکمات و ایجاد جوٌ ارعاب و خشونت نه به مصلحت اسلام است و نه به مصلحت نظام و کشور ، و چه بسا سخت گیریها در این قبیل موارد موجب دلسردی مردم از اسلام و همه ارزشها گردد و این همه آیات و احادیث متضمن عفو گذشت ناظر به همین قبیل موارد است ........الخ ، ولی متاسفانه ما مدعیان پیروی علی (ع) در هر اتهامی تا آبروی طرف را نریزیم و بارها او را به بازجوئی های کذائی و سپس به محاکمه و زندان نکشیم و از همه حقوق اجتماعی محروم نسازیم دست بردار نیستیم .

حضرت آیة الله قدیری : شما که آبرو ریزی نمی کنید ؟ با این کلمات با آبروی قوه قضائیه و نظام بازی می کنید . شما اگر در عملکرد محاکم صحبتی دارید باید بطوری که آبروریزی نشود به آنها تذکر دهید نه اینکه بنویسید و منتشر کنید . من چه توقعی دارم از کسی که با سخنرانی آبروی مقام معظم رهبری را به خطر می اندازد ، آنوقت اینجا از اینکه آبروی افراد ضد انقلاب و خطرناک برود سینه چاک می کند .

 توضیح اینکه منظور، سخنرانی در تاریخ23/ 8/ 76 مصادف با ولادت حضرت علی (ع) آقای منتظری  است که در آن سخنرانی آقای منتظری به هتک حرمت مقام معظم رهبری می پردازد و با آبروی کسی که پرچم تشیع و علم اسلام را بر دوش دارد و تنها حکومت شیعی را در جهان اداره می کند ، بازی می کند.  در هفده رجب همان سال یعنی چند روز بعد ، حضرت آیة الله قدیری  با نوشتن نامه ای که در مطبوعات آن زمان منتشر شد به دفاع جانانه از اسلام و انقلاب و ولایت فقیه و شخص ولی فقیه می پردازند که در این جا نامه مذکور آورده می شود :بسمه تعالی .جناب آقای حسینعلی منتظری هیچ یک از مراتبی که قبلاً در باره شما قائل بودم امروز دیگر قائل نیستم و شرعاً نمی توانم بنویسم ، در قصه برخورد امام با شما نمی توانستم باور کنم که امام در باره شما فرموده اند : " من اگر قبلاً شما را ساده اندیش می دانستم امروز شما را عادل نمی دانم " ، لکن مع الاسف امروز باور می کنم .آخر شما که خوب می دانید هتک حرمت مومنی جایز نیست ، و گناه بزرگی است ، تا چه رسد به هتک عالمی ، تا چه رسد به هتک مرجعی - اگر یادتان باشد امام قدس سره در این جهت فرمود : " ولایت بین شما و خدا قطع می شود " - چه مجوز شرعی داشتید که مثل مقام معظم رهبری را هتک کنید ، ایشان چه گناه کبیره ای مرتکب شدند که مستحق اینطور هتک شدند ، آیا تصدی رهبری که طبق قانون اساسی خبرگان منتخب مردم بایشان رای دادند جرم است ، با اینکه خود ایشان فرمودند : " من گفتم به من رای ندهید لکن رای دادند " ، آیا مرجعیت ایشان جرم است ، کدام قدم را ایشان برای مرجعیت برداشتند ، اگر کسانی به هر دلیل ایشان را مرجع بدانند یا بهر طریق ایشان را به عنوان مرجع معرفی کنند ، جرم ایشان است .شما بواسطه نقل کرده اید از کسی که استفتائات ایشان را می نویسد که به او گفته شده که از تحریر امام بنویسد ، و بعد با کلمه بدی اهانت کرده اید ، آیا این جرم است ، اگر کسی بقاء تقلید را جایز بداند، یا بالاتر تقلید ابتدائی از مثل حضرت امام را اجازه دهد ، جرم است ، گذشته از اینکه آنچه نویسنده استفتائات می نویسد باید به مهر خود آنحضرت برسد و ایشان تا اعتقاد به آنچه نوشته شده پیدا نکنند ، مهر نمی کنند ، و بسیاری از موارد نوشته شده تصحیح می شود .شما قصه لزوم اعلمیت در رهبر را مطرح کرده اید و ادعای 12 روایت نمودید .من فعلاً با ادعای شما و عدم دلالت روایات بر مدعای شما کار ندارم . شما که به رای مردم احترام می گذارید ، و امام خمینی قدس سره الشریف را ولی فقیه می دانستید و می دانید ، در زمان حیات آن حضرت قانون اساسی و باز نگری آن به رای مردم گذاشته شد و پس از رای مردم ایشان هم آن را امضاء و تنفیذ فرمودند ، پس در نتیجه آنچه در قانون اساسی و در بازنگری آن است هم مردمی است و هم شرعی ، در بازنگری قانون اساسی اجتهاد را در رهبر کافی میداند و شما دم از روایت می زنید ، فرض کنیم از روایت استفاده می شود که رهبر باید اعلم باشد ، ولی رهبر اعلم مسلم بین همه ما یعنی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بر طبق مصالح امت رای مردم را تنفیذ کردند و ملاحظه فرمودند که فرضاً شما اعلم هم باشید لکن لیاقت رهبری را ندارید و لذا شما را عزل کردند و در نتیجه مطلق اجتهاد در رهبر تنفیذ شد .شما راجع به مرجعیت ایشان صحبت کرده اید ، می خواهید بگویید ایشان بالفعل مرجع نیستند که بکوری چشم کسانی که راضی به تقدیر الهی نیستند امروز بزرگترین مرجع شیعه ایشانند و امیدواریم خداوند روز به روز بر عزت ایشان که عزت اسلام و تشیع است بیفزاید ، و مرجعیت شانیٌه ایشان هم با حجت شرعیه اثبات شده است و گفته شما هم اعتبار شرعی ندارد و یکی از ادله آن همین سخنرانی و هتک و اهانتی است که کرده اید .راجع به مسافرت های پر خرج صحبت کردید ، کدام مسافرتهای مقام معظم رهبری را می گوئید ، آیا سفر ایشان به سازمان بین الملل یا به پاکستان عزت اسلام نبود ، یا سفرهای داخلی ایشان تقویت اسلام و نظام نیست ، به نظر شما همین مسافرت اخیر و نماز و زیارت ایشان با بسیجیان عزیز چقدر ارزشمند است ، و شما صحبت از خرج این سفرها میکنید . حضور مکرٌر و طولانی ایشان در جبهه ها و تاثیر آن بین رزمندگان را تا چه حد با ارزش می دانید .در هر صورت اینگونه تعبیر نسبت به مسافرتهای ایشان بی انصافی بلکه بی عدالتی است . خداوند همه ما را به راه راست هدایت بفرماید .والسلام علی من اتبع الهدی .محمد حسن قدیری 17 رجب 1418

ادامه جزوه : در این رابطه [پیشنهاد عفو عمومی به حضرت امام خمینی از طرف آقای منتظری ] با مسئولین وزرارت کشور نیز گفتگو شد ولی متاسفانه افراد تند ویا مغرض در اطلاعات نگذاشتند این برنامه عملی شود و الان این مسئله به صورت یکی از معضلات جمهوری اسلامی در آمده است و بالاخره بقا و ثبات نظام به سعه صدر مسئولین و تحمل افکار و نظریات مختلف و عفو و اغماض وابسته است . برای هر موضوع جزئی تشکیل پرونده و دادگاه و حکم زندان کار درستی نیست واین شیوه دوام نخواهد داشت همان گونه که در رژیم سابق دوام نداشت .

 حضرت آیة الله قدیری : با این مقدمات شما چه می خواهید بگویید ، می فرمائید کشت و کشتار و سختگیری فقط مخصوص به جنگ است در غیر حال جنگ باید همه عفو باشند ، یعنی مجرم نباید مجازات شود و در حکومت اسلامی هیچ مجازاتی نباید بشود .می خواهید بگوئید که منافقین باید عفو شوند و داخل مملکت شوند و دست به هر کاری که می خواهند بزنند ، یعنی شما می خواهید بگوئید اگر احساس شود که رحمتی که شما می گوئید برای نظام خطرناک باشد ما نظام را فدای کیف کردن افراد ضد انقلاب کنیم ، نه آقا همه می دانند که :ترحم بر پلنگ تیز دندان  ستمکاری بودبرگوسفندان .

و قیاس شما مع الفارق است .

ادامه جزوه : حضرت امام با همه کمالاتی که داشتند هیچ گاه ادعای عصمت نکردند و معصوم هم نبودند ،رهبر کشور نیز مانند سایرین معصوم از خطا نیست و در اثر مسئولیت خویش قابل انتقاد محترمانه است ، انتقاد و امر به معروف غیر اهانت است . این قبیل شخصیت تراشی ها مخالف با روح اسلام است و یک نحو شرک محسوب می شود . این که مسئولین بالا را با تملٌقات و ثنا گوئی های اغراق آمیز در هاله ای از نور خیالی قرار دهید به گونه ای که هیچ کس حق تذکر و انتقاد نداشته باشد ، سبب می شود که جمعی خیال کنند بسا درجات و مقاماتی که برای انبیاء الهی و ائمه معصومین علیهم السلام ذکر شده نیز از قبیل همین مداحی ها خارج از متعارف بوده است ، و چه بسا تملق و دروغ امر را بر طرف مشتبه کند و دروغها را راست پندارد . در اسلام غیر از خدا و معصومین علیهم السلام و کتاب خدا و مسلٌمات اسلام هیچ گونه خط قرمزی وجود ندارد . بر مسئولین واجب است جلوی این قبیل تملٌقات را بگیرند و افراد متملٌق و همچنین افراد هتاک را طرد نمایند .

حضرت آیة الله قدیری : شما که نظرتان مطابق رحمت و عفو است جگونه می گوئید بر مسئولین واجب است این اشخاص را طرد کنند ، عفو بهتر است ، آیا اهانت به ولی فقیه با اهانت به مسلمانان دیگر یکی است ؟ پس چرا سابٌ النبی یقتل ؟ در تمام حکومتها شخص اول خصوصیتی دارد که باید حفظ وجاهت و شئون او بشود . اینها شخصیت تراشی نیست . این شخصیت ها الهی است و شما به چه دلیل می گوئید هیچ خط قرمزی وجود ندارد ، بخصوص که کسانی به اسم تذکر و خیر خواهی هتک می کنند و به خاطر مقاصدی که دارند از جمله " النصیحة لامام المسلمین " استفاده می نمایند و روایت می خوانند .

ادامه جزوه : شما در تاریخ پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) موردی را نمی یابید که از این قبیل محاکمات سیاسی که امروز رایج شده وجود داشته باشد . خوارج نهروان علناً با حضرت امیر (ع) مخالفت می کردند و عبدالله بن کوٌاء در حضور آن حضرت و حتی در نماز نسبت به حضرتش هتاکی می کرد ، ولی تا زمانی که دست به شمشیر نبردند و خون بی گناهانی را نریختند حضرت آنان را تحمل می کردند و هیچ گاه حقوق آنان را از بیت المال قطع نکردند . الگوی حکومت اسلامی باید روش و سیره پیامبر (ص) و امیر المؤمنین (ع)باشد نه روش رژیم سابق ایران یا حکومتهای مرتجع . قضاوت توده مردم این است که برخوردهایی که اخیراً با مطبوعات و اهل قلم می شود با این که غالب آنان افرادی متدین و متعهد می باشند یک برخورد خطی و جناحی است .

حضرت آیت الله قدیری : اولاً چون شما اهل این قبیل ایرادها هستید کلمه قضاوت غلط است هرچند مشهور است و ثانیاً شما که در چهار دیواری منزلتان هستید و نمی توانید بیرون بیائید از کجا قضاء توده مردم را بدست آوردید و می توان همین نکته را دلیل گرفت که شما جناحی برخورد میکنید ، سرتا پای این کتاب برخورد جناحی است ، آخر شماچه پدر کشتگی با این سید اولاد پیغمبر دارید که اینقدر با او برخورد می کنید ، هرچه در اختیار ایشان است به نظر شما غیر قانونی و الی آخر است . من هیچ شک ندارم که شما و اشخاصی که در همین خط شما هستند ، فقط در فکر این هستید که به این آقا اعتراض کنید و تقریباً تمام اشکالات را به ایشان متوجه میکنید .

 توضیح اینکه منظور از سید اولاد پیغمبر مقام معظم رهبری حضرت آیة الله العظمی خامنه ای ( مد ظله العالی) می باشد .

 ادامه جزوه : یکی از آفات بزرگ قوه قضائیه تبعیض و دوگانگی در مقام عمل است . دستگاه قضائی باید با همه متهمین یک نحو برخورد داشته باشد و هیچ گاه موقعیت ممتاز برخی از متهمین مانع از اجرای قانون نسبت به آنان نگردد......الخ . حمله به کوی دانشگاه ها [ جریان کوی دانشگاه ] زمینه تظاهراتی علیه مقامهای رسمی کشور شد و شعارهای تندی علیه آنان داده شد و خرابکاریهایی نیز در پی داشت . هیچ کس از خرابکاری و تظاهرات تند دفاع نمی کند ولی این نکته به ذهن هر فردی خطور می کند که این چه قوه عدلیه ای است که آنچه را به نفع خود مقامات بود فوراً بررسی و اثبات شد.....الخ

حضرت آیة الله قدیری : عین این نکته به ذهن من در مورد نویسنده این جزوه می آید که این چگونه تذکراتی است که همیشه از یک گروه حمایت می شود که اسم آن گروه را گروه چپ نامیده اند و به یک گروه حمله های شدید می شود، یعنی واقعاً هرچه به نفع گروه چپ تمام می شود صحیح است و هرچه به نفع گروههای دیگر است غلط است و قوه قضائیه رسیدگی کرده ومی کند البته در حد قدرت .

ادامه جزوه : یکی از مسائلی که لازم است در تشکیلات قضائی رعایت شود مرتبه علمی و شعور سیاسی و روحیات و عقل قضائی و درک قضات است که افراد در این صفات بسیار تفاوت دارند . نوعاً فقها رضوان الله تعالی علیهم اجتهاد را در قاضی شرط می دانند و مرحوم امام خمینی نیز شرط می دانستند .

حضرت آیة الله قدیری : ولی به قاضی منصوب در ظروف فعلی قائل بودند .

ادامه جزوه : احکامی سنگین از طرف برخی از قضات صادر می شود که در حد اجتهاد و استنباط نیستند و طبعاً مظلمه آن چنین نیست که تنها متوجه خود آنان باشد .

حضرت آیة الله قدیری : قاضی منصوب باید مطابق مقررات نصب عمل کند .

ادامه جزوه : امام [خمینی] فقیه بودند ، فیلسوف بودند ، عارف بودند ، مرد تقوی و فضیلت بودند ، ولی معصوم نبودند و هیچ گاه در باره خویش ادعای عصمت نکردند و ما حق نداریم غیر معصومین علیهم السلام را مطلق و معصوم فرض کنیم . ادله شرعیه چهار دلیل است : کتاب ، سنت ، اجماع و عقل ، و حضرت امام دلیل پنجم نیستند .

حضرت آیة الله قدیری (ره) : با صرف نظر از موقعیت و خدمات حضرت امام (ره) ایشان استاد شما هستند ، نسبت به استاد اینطور تعبیر می کنید ؟ حضرت آقا تمام گرفتاری شما بی اعتقادی به ولایت فقیه است که اگر مطلقه نباشد ولایت فقیه نیست و اگر حضرت امام قدس سره دادگاه ویژه یا دادگاه دیگری را تاسیس فرموده اند اعتراض به ایشان اعتراض به اصل ولایت فقیه است و همان قانون اساسی که آنچه شما ذکر کردید را دارد مسئله ولایت را هم دارد .

ادامه جزوه : به بانیان و متصدیان این دادگاه [دادگاه ویژه روحانیت] توصیه می کنم با خود بیندیشند که از این تشکیلات عریض و طویل ابداعی با هزینه سنگین تحمیلی بر بودجه کشور چه سودی عاید نظام و روحانیت و ملت شده است ، جز ایجاد اختناق و تضییع حقوق و بدبین کردن روحانیت و ملت نسبت به مسئولین ؟ که نتیجه همه اینها تضعیف نظام اسلامی است در حالی که پشتوانه نظام مردم می باشند و اخیراً در یک آمارگیری هفتاد و شش درصد مردم دادگاه ویژه را مخالف قانون دانسته اند و طبعاً محاکمات آن موجب چالش و تشنج عمومی در جامعه می شود و محکومیت در آن در نزد ملت به صورت یک امتیاز و افتخار در آمده است ، همچون محکومیت در رژیم گذشته . بر این اساس لازم است بانیان و متصدیان خود برای انحلال آن اقدام نمایند ، ضرر را از هر کجا برگردانند نفع است .

حضرت آیة الله قدیری : خیلی تند رفتید . از کلمات شما اینطور ظاهر شد که این دادگاه مورد تایید حضرت امام قدس سره بوده است و باید بدانید که با نصب ایشان تا قانوناً حذف نشود به قوت خود باقی است و مساله تقلید هم نیست که بگویید تقلید از میت است .

ادامه جزوه : به علاوه آنچه من اطلاع دارم اکثر قضات آن مجتهد نیستند و قضاوت غیر مجتهد مشروع نیست و ارزش قضائی ندارد . شما که همواره از نام امام خرج می کنید ایشان در کتاب القضاء از تحریر الوسیله - مسئله اول از صفات قاضی - می فرمایند :" یشترط فی القاضی البلوغ والعقل و الایمان و العدالة و الاجتهاد المطلق و طهارة المولد و الاعلمیة ممن فی البلد او ما یقربه علی الاحوط " . در قاضی شرط است : بلوغ ،عقل ، ایمان ، عدالت ، اجتهاد مطلق -نه متجزی- پاکی ولادت و نیز اعلم اهل بلد و نزدیک آن باشد بنابراحتیاط . که احتیاط وجوبی است و ظاهراً مربوط به خصوص اعلمیت است ، و هر کس پای بند به مبانی شرع باشد باید به مشروعیت عمل و حقوق خود توجه نماید.من آنچه شرط بلاغ است  با تو می گویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال .

حضرت آیة الله قدیری : علی الخبیر سقطتم ، همان امام قدس سره که در تحریرالوسیله اینطور فرمودند در استفتائاتی که خطی آن نزد بنده موجود است فرموده اند غیر مجتهد در این ظروف مانع ندارد و ظرف فعلی با سابق از این جهت فرق نکرده است .

بعد از پیروز شدن انقلاب به امر مبارک رهبر کبیر انقلاب و اعلام جمهوری اسلامی از طرف ایشان بعد از رفراندم به دستور ایشان و تدوین قانون اساسی و تنفیذ ایشان بعد از اخذ رای مردم ، دیگر تمام امور باید مطابق قانون باشد و هر تخلفی جرم است و اگر جائی تخلف شده ، باید تذکر داده شود و از راههای قانونی جلوگیری شود و هرگونه آبروریزی از نظام از هر کس باشد جرم است و قابل تعقیب . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

ادامه جزوه :" گروههای فشار" . متاسفانه در جمهوری اسلامی که بنای آن براسلام و مردم گذاشته شده نیز این شیوه غلط و مخالف عقل و شرع و قانون توسط عده ای که خود را حامی نظام می پندارند معمول شده که با استفاده از گروههای متشکل شبه نظامی و جوانهای فریب خورده بی اطلاع از همه جا و همه چیز با نامی فریبنده که روی آنها گذاشته شده به بهانه های مختلف به دانشگاهها ، حوزه های علمیه ، مجامع علمی، سخنرانی ها ، کلاسهای درس، دفاتر روزنامه ها ، سینماها ، کتاب فروشی ها و نمازهای جمعه حمله می کنند و با کتک زدن و مجروح نمودن افراد و شخصیت ها و شکستن اشیاء و پاره نمودن کنابها و حتی قرآن کریم و کتب ادعیه به خیال خام خویش می خواهند از اسلام و انقلاب و ارزشها دفاع نمایند ، غافل از این که هیچ گاه دین و حکومت با زور و چماق و اکراه تقویت نمی شود .

حضرت آیة الله قدیری : آنچه در تحت عنوان گروههای فشار نوشته شده که در این رژیم مانند رژیم شاه که چماقدار داشتند ، گروه فشار دارند ، از اتهاماتی است که گوینده باید اثبات کند و نزد خداوند حجت داشته باشد . بلی هر کس در اثر حرکت مردمی منزوی شد دادش بلند می شود که گروه فشار مرا منزوی کردند و گروه فشار کتابها را پاره کردند و به قرآن اهانت کردند و در هر صورت خداوند همه ما را هدایت کند وثابت قدم بدارد .

 " شعبان المعظم 1421 محمد حسن قدیری "

 

 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()